loading...

بیتا صبوری

بازدید : 404
شنبه 9 بهمن 1400 زمان : 19:11

آشنایی با انواع خیانت | آیا می دانید خیانت فقط به رابطه جنسی و معاشقانه ختم نمی شود. گاه زوجین می تواند با آموزش های مناسب و آگاهی از نشانه های خیانت از بروز روابط فرازناشویی و دگرخواهی جلوگیری کنند. گاهی صحبت های جنسی با غیر همسر سبب می شود تا شما در آغاز خیانت واقع شوید و توجیه رفتارتان سبب شکلگیری پایان تلخی برای شما شود.

انواع خیانت

انواع خیانت همسر به طور کلی شامل موارد زیر است:

۱- رفتاری

که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند. ۱۰ نشانه رفتاری با نشانه های زیر بروز می کند.

  • اگر همسر شما به طور ناگهانی شروع به ورزش کردن و تغذیه سالم‌تر کرد، این می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که سعی می‌کنند برای کسی جذاب‌تر به نظر برسند
  • اگر تلفن و لپ تاپ شریک زندگیتان قبلاً هرگز به رمز عبور نیاز نداشتند و اکنون نیاز به رمز عبور دارند، این نشانه خوبی نیست. اگر همسرتان به طور ناگهانی شروع به حذف متون و پاک کردن تاریخچه مرورگر خود به صورت روزانه کرد، این نشانه خوبی نیست. اگر شریک زندگی شما هرگز از داشتن تلفن خود صرف نظر نمی کند، حتی آن را هنگام دوش گرفتن به حمام می برد، این نشانه خوبی نیست.
  • اگر کمتر به تماس های شما پاسخ می دهد و به پیامک های شما پاسخ می دهد. ممکن است بهانه‌های موجهی بشنوید، مثل اینکه در یک جلسه بودند، رانندگی می‌کردند، در «منطقه کور» بودند و نمی‌دانستند که می‌خواهید با هم تماس بگیرید. اگر شریک زندگی شما در حین کار یا در یک سفر کاری غیرقابل دسترس است، این نشانه بدی است.
  • کاهش و افزایش سطح فعالیت جنسی در رابطه شما می تواند نشانه خیانت باشد. رابطه جنسی کمتری اتفاق می افتد زیرا همسر شما روی شخص دیگری متمرکز است.
  • شما هیچ تغییری نکردید و همسرتان شما را سرزنش می کند که دیگر مثل قبل نیستید.
  • اگر همسر شما هرگز در یک سفر کاری دور نبوده است و به طور ناگهانی نیاز به سفر برای کار پیدا می کند، این می تواند نشانه ای باشد که آنها تعطیلات آخر هفته را با یک شریک زندگی مشترک دارند. پنچر شدن لاستیک‌ها، شارژ باتری، ترافیک، گذراندن وقت اضافی در باشگاه و بهانه‌های مشابه برای دیر یا غیبت کامل نیز ممکن است نشانه خیانت باشد.
  • دوستان همسر خیانتکار اغلب از همان ابتدا از خیانت خبر دارند و با حرف هایی نکاتی را به شما گوش زد می کنند.
  • اگر هزینه های عجیب و غریبی روی کارت های اعتباری شریک زندگی شما وجود دارد، یا به طور ناگهانی پول کمتری در حساب های بانکی، حساب های بازنشستگی ، حساب های سرمایه گذاری و غیره شما یا شریک زندگی تان وجود دارد، این نشانه احتمالی خیانت است.
۲- کلامی

که مرد یا زن در این مرحله به صورت تلفنی یا اینترنتی در موقعیت های فراهم شده با همدیگر صحبت می کنند.

چت کردن با غیر همسر و داشتن معاشقانه کلامی ممکن است از نظر قانون خیانت نباشد ولی از نظر روانشناسی، آغاز یک فعالیت هدف دار که منجر به خیانت می شود را خیانت ارزیابی می کنیم.

در نهایت، این به افراد درون رابطه بستگی دارد که باید تصمیم بگیرند. برخی از زوج ها ممکن است معاشقه را فقط یک سرگرمی بی ضرر بدانند. دیگران آن را توهین آمیز و خیانت جدی به رابطه می دانند. اگر مجبورید این سوال را بپرسید که “آیا با ارسال پیام به این شخص خیانت می کنم؟”، شاید وقت آن رسیده که نگاهی به نحوه ارسال پیامک خود و خود رابطه تان بیندازید.

راه سنجش خیانت کلامی بسیار آسان است. به این روش که آیا همسرتان تمامی متن هایی و ویس هایی که به طرف مقابل ارسال کرده است را در اختیار شما قرار می دهد و شما هیچ ناراحت نمی شوید. اگر غیر این رخ دهد و برخی پیام ها را پاک کند یا شما با دیدن پیام ها به هم میریزید، رابطه فرازناشویی در حال شکل گیری است.

۳- ذهنی

افرادی که در فکر و تخیلات شان مدام به شخصی دیگر می اندیشند و از آنجا که زاده ذهن شان است، آن فرد شخصی ایده آل به شمار می آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می آفریند، زیرا آن شخص دائم شریک زندگی اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می شود.

۴-خیانت مجازی

به چت کردن با جنس مخالف برای درد و دل کردن یا صحبت های خصوصی خیانت مجازی می گویند. خیانت مجازی در مقایسه با دیگر اشکال خیانت مانند خیانت عاطفی و فردی بسیار اعتیاد آور است.

۵-جنسی

خیانت جنسی نیز به معنای برقراری روابط جنسی با فردی جز شریک زندگی خود است.

۶- عشقی و عاطفی

خیانت عاطفی به معنی برقراری رابطه صمیمی احساسی با فردی جز شریک زندگی است.

دلایل خیانت کردن مردان

چگونه مرد خائن را شناسایی کنیم؟

  1. لذت طلبی و تنوع طلبی در مردان
  2. کیفیت پایین رابطه به دلیل کمبود میل جنسی در زن، شرم داشتن و دید منفی او به رابطه، یکنواخت شدن رابطه، لذت نبردن از رابطه جنسی با همسر، تحقق نیافتن انتظارات جنسی
  3. تمایلات جنسی زیاد مرد و ناتوانی پاسخگویی همسر از علت خیانت مردان است
  4. داشتن روابط متعدد قبل از ازدواج، عادی شدن ارتباط با جنس مخالف و مقایسه کردن همسر خود با زن هایی که قبلا با آن ها ارتباط داشته است.
  5. کم شدن رابطه جنسی به دلیل بیماری یا بارداری همسر، تولد فرزند، قهر و دعواهای طولانی مدت

منبع : انواع خیانت در روابط فرازناشویی| با دهان خیانت کردم

بازدید : 707
دوشنبه 4 بهمن 1400 زمان : 18:10

آمادگی برای طلاق، چه عواملی نشان دهنده آمادگی افراد برای طلاق است؟

افراد جامعه و کسانی که درخواست طلاق دارند باید آمادگی لازم برای طلاق و جدایی را داشته باشند تا بتواند برای زندگی شان تصمیم درستی بگیرند و از تصمیم خود پشیمان نشوند، طلاق به خاطر دلایل بسیاری به وجود می آید که برخی از آن ها عبارت اند از: عدم تفاهم، خیانت، مسائل مالی، فقدان باورهای مذهبی، ناسازگاری، اعتیاد، مشکلات روحی و روانی و غیره.

هم چنین طلاق پیامدهای ناگواری دارد که باعث آسیب زوجین و فرزندان می شود البته برخی از زوجین در زندگی ممکن است با چالش ها و مشکلاتی رو به رو شوند که ماندن در زندگی مشترک می تواند آسیب های بیشتری برای آن ها به همراه داشته باشد.

طلاق پیامدهای ناگواری دارد که باعث آسیب زوجین و فرزندان می شود

در ادامه این مقاله عواملی که باعث طلاق می شود و راهکارهایی که باعث آمادگی برای طلاق می شود را بیان می کنیم هم چنین در این شرایط برای کسب آگاهی بیشتر می توانید به مشاور طلاق مراجعه کنید تا در این خصوص شما را راهنمایی کند.

عواملی که زمینه ساز طلاق هستند چیست؟

مشکلات و کمبودهای بسیاری وجود دارد که ممکن است منجر به طلاق و جدایی شود، البته این دلایل صرفا نمی توانند علت اصلی و عوامل طلاق باشند. برخی از علل طلاق عبارت اند از:

  • ازدواج زود هنگام
  • اعتیاد
  • خیانت
  • انواع اختلالات جنسی
  • ناسازگاری
  • مسائل روحی و روانی
  • ازدواج قبلی
  • اختلاف فرهنگی در ازدواج
  • مشکلات مالی
  • تفاوت سنی زیاد

آمادگی برای طلاق

برخی از زوجین زمانی که در روابط عاطفی یا جنبه های دیگر از زندگی با مشکلاتی رو به رو می شوند نمی توانند تصمیم درستی در مورد آن مشکلات بگیرند و فورا برای طلاق اقداماتی را انجام می دهند در صورتی که آن ها آمادگی لازم برای طلاق را نداشته باشند ممکن است بعد از مدتی از تصمیم خود پشیمان شوند.

در ادامه این مقاله سوالاتی بیان شده است که پاسخ دادن به آن ها تا حدودی نقش تان را در زندگی مشخص می کند و شما را از سردرگمی در می آورد ، هم چنین در این شرایط باید توجه داشته باشید که برای طلاق و جدایی آمادگی کاملی دارید یا خیر.

البته توجه داشته باشید که به این سوالات به تنهایی به این سوالات نباید اکتفا کنید و بر اساس آن برای زندگی تان تصمیم بگیرید، بلکه در این شرایط توصیه می شود از مشاور کمک بگیرید تا در این زمینه شما را راهنمایی کند تا با بهره بردن از مهارت تصمیم گیری درست، تصمیمات صحیح بگیرید و در آینده از تصمیمی که گرفته اید پشیمان نشوید.

آمادگی برای طلاق،آیا هنوز هم به همسر خود دلبستگی دارید؟

اگر در زندگی تان مشکلات و معضلاتی وجود دارد و شما تصمیم به طلاق گرفته اید اما نسبت به همسرتان دلبسته هستید و به او حسی دارید در این شرایط قبل از تصمیم برای طلاق باید بتوانید با احساستان کنار بیایید. اگر واقعا به همسرتان علاقه دارید اما نمی توانید زندگی خوبی در کنار یکدیگر داشته باشید از مشاور کمک بگیرید تا به صورت عقلانی این مسئله را مورد بررسی قرار دهد و شما بتوانید تصمیم درستی در این خصوص بگیرید.

آیا برای طلاق تصمیم قطعی گرفته اید؟

گاهی اوقات زوجین در اوج عصبانیت و دعوا حرف از طلاق می زنند و یکدیگر را تهدید می کنند و بعد از این که آرام شدند از گفته های خود پشیمان می شوند، زمانی که زوجین به مرحله ای از طلاق عاطفی برسند که ادامه زندگی برای آن ها سخت و دشوار باشد و تصمیم بگیرند که به رابطه خودشان پایان دهند و از یکدیگر جدا شوند در این صورت می توان گفت تصمیم آن ها جدی می باشد.

زمانی که زوجین تصمیم به طلاق گرفتند

البته زمانی که زوجین تصمیم به طلاق گرفتند برای این که بدانند آیا آمادگی لازم برای طلاق را دارند یا خیر، باید قبل از جدایی با روانشناس خانواده و زوج درمانگر صحبت کنند و در صورتی که مشکلات و معضلات زوجین حل و فصل نشد می توانند برای طلاق اقدام کنند. در غیر این صورت تصمیم آن ها اشتباه است و برای حل مشکل باید به دنبال راه دیگری باشند.

آمادگی برای طلاق، آیا می توانید بعد از طلاق مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید؟

به طور معمول زمانی که بحث جدایی و طلاق پیش می آید زوجین باید برای زندگ خود بعد از طلاق تصمیم بگیرند که آیا می توانند به تنهایی مسئولیت زندگی شان را بر عهده بگیرند و چطور امرارمعاش کنند و از عهده زندگی شان برآیند، در صورتی که زوجین دارای فرزند باشند فراهم کردن نیازهای اولیه و اساسی کودکان از اهیمت بالایی برخوردار است و زندگی کردن به تنهایی سخت و دشوار می شود.

در این شرایط برای این که شک خود را در مورد طلاق گرفتن یا نگرفتن از بین ببرید بهتر است از مشاور کمک بگیرید و مطالعه خود را در خصوص طلاق افزایش دهید.

آیا از عواقب زیانبار طلاق آگاهی دارید؟

طلاق و جدایی پیامدهای بسیاری دارد و قبل از طلاق باید در مورد پیامدهای آن فکر کنید و ببینید می توانید خودتان را با آن شرایط سازگار کنید یا نه. برخی از عواقب طلاق در این مقاله بیان شده اند که عبارت اند از:

  • ناامیدی
  • افسردگی بعد از طلاق
  • تحمل فشارهای روانی
  • شکست عاطفی و دل کندن از همسر خود به لحاظ روانی
  • استرس مالی
  • تغییر شیوه و عادت زندگی
  • نا امنی و ترس از آینده

در صورتی که تصمیم به طلاق گرفته اید اما نمی توانید خودتان را با مسائل بالا سازگار کنید مسیر سختی را در پیش خواهید داشت، به همین دلیل قبل از طلاق به تمام جوانب تصمیم خود فکر کنید و پیامدهای جدایی و طلاق را بپذیرید و خودتان را برای زندگی بعد از طلاق آماده کنید، در صورتی که نتوانستید با شرایط بعد از طلاق سازگار شوید و تحمل تنهایی و شکست را ندارید در این شرایط بهتر است طلاق نگیرید.

منبع : آمادگی برای طلاق | چه عواملی نشان دهنده آمادگی افراد برای طلاق است؟

بازدید : 718
پنجشنبه 30 دی 1400 زمان : 18:51

تفکر انتقادی چیست؟

مقدمه

در این مقاله در مورد تفکر انتقادی توضیحاتی را بیان می کنیم و بررسی می کنیم که چرا یاد گرفتن آن می تواند به مستقل شدن ما کمک کند.

اسم تفکر غلط انداز است و ممکن است شما را به این فکر بندازد که یعنی قرار است نسبت به همه چی انتقاد کنید و یا مخالفتی نسبت به آن موضوع داشته باشید؟ خیر منظور از تفکر انتقادی این است که نسبت به هر چیزی باید از دید منطق نگاه کنید و یاد بگیرید که چطور به تنهایی می توانید بهترین تصمیم را برای خودتان بگیرید.

شاید برای شما تصمیم گرفتن آسان باشد و فکر کنید که گرفتن تصمیم کاری ندارد، البته برای بعضی از افراد این گونه نیست و کسانی هستند که رنگ لباس شان را نمی توانند به تنهایی انتخاب کنند چه بسا که بخواهند تصمیم های بزرگ تری از جمله پیدا کردن مسیر زندگی، رها کردن یک رابطه عاطفی، استعفا دادن از شغل فعلی، مهاجرت و غیره را بگیرند.

ما همه به یادگیری این نوع تفکر نیاز داریم تا کیفیت زندگی مان را بالا ببریم و برای این که به رئیسی قوی و پر قدرت تبدیل شویم بهتر است بتوانیم بهترین تصمیمات را برای خودمان بگیریم.

نکته: تفکر انتقادی اصلا موضوع سنگین و غیرقابل فهمی نمی باشد در این مقاله به طور واضح و ساده در مورد این موضوع مطالبی را بیان می کنیم.

تفکر انتقادی چیست؟

تفکر انتقادی یعنی این که بتوانید یک موضوعی را از ابعاد و دیدهای مختلف مورد بررسی قرار دهید، وقتی فردی موضوعی به شما می گوید، سریع تصمیم نگیرید و یا حرفش را قبول نکنید، در ابتدا باید سعی کنید از تمام اطلاعات مغزتان، هوش و دانسته های خود موضوع را مورد بررسی قرار دهید و موضوع را مورد شناسایی و تحلیل قرار دهید در این صورت تصمیم های منطقی تری خواهید گرفت.

تفکر انتقادی چیست؟ ( از نظر فلاسفه یونان)

فیلسوفان یونانی از جمله افلاطون، تفکر انتقادی را به معنی توانایی آزمودن و تفکر درباره اندیشه ها و ارزش ها می دانستند.

تفکر انتقادی چیست؟ ( از نظر ریچارد پاول)

تفکر انتقادی حالتی از فکر کردن در مورد موضوع، محتوا و یا مسئله می باشد که در آن فرد کیفیت تفکرش را بر عهده ساختارهای درونی تفکر و اعمال استانداردهای عقلانی می گذارد و سعی می کند تفکرش را بهبود بخشد.

بر حسب مطالب بیان شده متوجه شدیم که لازمه تفکر انتقادی، فکر کردن عقلانی از هر بعدی نسبت به یک موضوع یا مسئله می باشد.

ممکن است برایتان هنوز هم سوال باشد:

تا این جا با تفکر انتقادی آشنا شدید اما به نظرتان چرا تفکر انتقادی مهم می باشد؟

اول از همه اهمیت آن را در زندگی شخصی مورد بررسی قرار می دهیم.

  • با داشتن تفکر انتقادی می توانید بهترین شغل را برای خودتان پیدا کنید.
  • در رابطه هایتان تصمیم های صحیح و درستی بگیرید.
  • زمانی که احساسات شما درگیر یک موضوع می باشد کمک گرفتن از تفکر انتقادی بهترین راه حل می باشد. زیرا در دنیای امروز میلیاردها طرز تفکر و نظریات راجع به هر موضوعی وجود دارد.

آیا شما هر موضوعی را چشم بسته می پذیرید؟ یا با استفاده از عقل و منطق و استقلال به تصمیم و دیدگاه مستقل خودتان برسید؟ در این شرایط به احتمال زیاد شما ترجیح می دهید که از عقل و منطق خودتان در هر موقعیتی استفاده نمایید تا تصمیمات صحیح و درستی بگیرید.

چرا نیاز به یادگیری تفکر انتقادی هست؟

به طور معمول مغزمان به گونه ای طراحی شده است تا در مواقع مختلف کمترین استفاده را از خود بکند، تا انرژی زیادی را از دست ندهد و خسته نشود و به خاطر نپذیرفتن موضوعات تلخ، به راحتی از کنار آن می گذارد و ترجیح می دهد بدون بررسی از آن عبور کند.

حتما این موضوع را شنیده اید که مغز ما به تنبلی عادت کرده است و باید همانند کودک تنبل، عادت های او را تغییر دهیم و تعیلم و آموزش های لازم ارائه شود. همه ما انسان ها تا به امروز این گونه بزرگ شده ایم و باید به مغزمان تفکر انتقادی را یاد بدهیم تا این موضوع برای او عادی شود و تبدیل به یک عادت گردد.

فرد دارای تفکر انتقادی چه ویژگی هایی دارد؟

زمانی که شما تفکر انتقادی را می شناسید و نسبت به موضوعات نگاهی بی طرف و منطقی دارید، می توانید تصمیم های درستی در مورد آن موضوع بگیرید.

همین مسئله باعث افزایش اعتماد به نفس می شود و احساس قدرت درونی تان را افزایش می دهد. و زمانی که به شما ثابت کند که شما درست ترین تصمیم را در این خصوص گرفته اید. اعتماد به نفس شما قوی تر خواهد شد.

یکی دیگر از ویژگی های این افراد، ریسک پذیری بالای آن ها می باشد، زمانی که ریسک کردید و در تصمیم تان به نتیجه خوبی رسیدید، سراغ تصمیم گیری های بزرگتری می روید.

توجه داشته باشید که هر تصمیمی با عواقبی همراه می باشد که شما قبل از گرفتن تصمیم باید عواقب آن را بررسی کنید و آن را بپذیرید و هم چنین به ویژگی های دیگر آن ها می توان به نگاه موشکافانه نسبت به هر موضوعی یا مسئله ای اشاره نمود. و این افراد هر موضوعی را به راحتی نمی پذیرند و آن را قبول نمی کنند.

این افراد به دنبال دلیل و منطق و چرایی برای آن موضوع می باشند و آن موضوع را به درستی بررسی می کنند و در صورتی که به نتیجه درست، دقیق و بی طرفی رسیدند می توانند آن موضوع را قبول کنند یا خیر.

منبع : تفکر انتقادی چیست؟

بازدید : 1763
يکشنبه 26 دی 1400 زمان : 16:58

نظم شخصی واقعا چقدر اهمیت دارد؟ + ۷ ترفند کاربردی

نظم، اولین و مهم ترین قانون موفقیت می باشد همه ما نظام عمومی را قبول داریم اما زمانی که در مورد نظم شخصی صحبت می کنیم دچار شک و تردید می شویم.

داشتن نظم شخصی باعث می شود تا بهره برداری فرد از امور مختلف تا حد زیادی افزایش یابد و هم چنین نظم باعث تسلط و کنترل بیشتر فرد بر روی کارها می شود، نظم قابل آموختن می باشد و با تمرین کردن فرد می تواند آن را تقویت کند.

مهم ترین اصلی که باید فرد در مورد تقویت نظم آن را فرا بگیرد کسب عادت های جدید مثل برنامه ریزی کردن و انجام به موقع کارها می باشد.

برای این که فرد این عادت های جدید را یاد بگیرید و نظم در زندگی اش برقرار شود نیاز به زمان دارد، اما بعد از آن که به آن عادت می کند زندگی برای فرد بسیار لذت بخش تر می شود و تاثیرات خود را بر جنبه های مختلف زندگی می گذارد، در ادامه این مقاله به بررسی کامل نظم شخصی در زندگی می پردازیم.

تعریف نظم و انضباط شخصی

انضباط به معنی داشتن برنامه ای ثابت و پیوسته برای پاسخ دادن به مسئولیت ها می باشد این برنامه ها فقط ذهنی نمی باشد و باید تا مرحله عمل انجام شود، افرادی که منظم هستند عادت های خاصی دارند که باعث می شود زندگی شان بر اساس برنامه ریزی هایشان پیش ببرند.

نظم آموختنی است و به خاطر برخی تمرینات انجام می شود، مهم ترین نکته ای که در نظم شخصی باید به آن توجه شود کار در زمان مشخص و معینی می باشد و فرد باید برای انجام آن اولویت درستی در ذهنش داشته باشد.

در صورتی که به زندگی افراد موفق نگاه کنید متوجه خواهید شد که آن ها برای هر ساعت از زندگی برنامه دقیقی دارند و با استفاده از انعطاف پذیری کارهای روزانه شان را مدیریت می کنند.

فواید نظم شخصی در زندگی

نظم باید از کودکی در ذهن فرد نهادینه شود به همین دلیل آموزش دادن نظم به کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار می باشد داشتن نظم شخصیتی در زندگی با فواید بسیاری همراه می باشد که در زیر برخی از آن ها بیان شده است:

  • استفاده مفید از زمان و فرصت های زندگی
  • کنترل بهتر زندگی
  • برنامه ریزی بهتر برای رسیدن به اهداف
  • افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس و استقلال در زندگی
  • روابط بهتر با دیگران
  • کاهش اضطراب
  • تسلط بر کارها و امور مختلف

توجه داشته باشید که نظم شخصی تاثیرات خود را بر جنبه های مختلف زندگی انسان می گذارد و بر روی افکار و حتی رفتار با دیگران موثر می باشد، نوع نگاه دیگران در برخورد با چنین فردی متفاوت می باشد و دیگران با اعتماد بیشتری به این افراد توجه می کنند.

راه های افزایش نظم شخصی در زندگی

نظم شخصی به وسیله تمرین کردن و یاد گرفتن عادت های جدید تقویت می شود و امروزه به اثبات رسیده است که موفقیت در زندگی بدون نظم داشتن امکان پذیر نمی باشد برای افزایش نظم راه های زیادی وجود دارد که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم.

نظم شخصی و برنامه ریزی

نظم با استفاده از زمان ارتباط مستقیمی دارد و افرادی که زندگی شلوغ و به هم ریخته دارند وقتی برای رسیدن به اهداف و برنامه های خود ندارند.

در این صورت آن ها باید یک لیست برای خود درست کنید و مشخص کنید که چه اهدافی دارید و برای رسیدن به این اهداف باید چه کاری را انجام دهید در این لیست باید اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نوشته شود.

یادداشت کردن

فهرستی از کارهایی که می خواهید به همراه سررسید و یا تقویمی داشته باشید و هم چنین کارهای مهم و روزمره خود را در آن ثبت نمایید.

سعی کنید این نوشته ها را در دسترس و جایی جلوی چشمتان قرار دهید تا همیشه از آن اطلاع داشته باشید در این صورت نگران فراموشی کارهای مهم خود نخواهید بود و این تقویم به شما کمک می کند تا کارهای خود را به موقع و درست انجام دهید.

کار امروز را به فردا نینداز

سعی کنید کارهایتان را در زمان خودش انجام دهید و آن ها را به تاخیر نیندازید این کارها شامل امور کوچک و بزرگ مثل تمیز کردن اتاق و کارهای مهم زندگی تان می باشد.

در صورتی که این کارها را به تاخیر بیندازید کارهایتان بر روی هم انباشته می شوند و نظم زندگی تان از بین خواهد رفت در نتیجه دچار استرس و اضطراب بسیاری خواهید شد.

هر چیز سر جای خود

به مرتب بودن محل زندگی و محیط کارتان توجه داشته باشید، برای این کار می توانید یک جای مخصوص برای اشیا را در نظر بگیرید و همه چیز را بر اساس دسته بندی در سرجای خود قرار دهید، به عنوان مثال می توانید یک بخش از خانه و محل کار خود انتخاب کنید و آن را از همان و بر این اساس سازماندهی کنید.

برنامه ریزی برای مسائل ساده

بهترین روش برای مدیریت زمان، داشتن نظم شخصی می باشد برنامه ریزی تنها مربوط به کارهای بزرگ و اهداف زندگی نیست در صورتی که دوست داشته باشید زندگی تان نظم داشته باشد باید برای کارهای ساده مثل لباس پوشیدن و غذا خوردن برنامه ریزی داشته باشید.

به عنوان مثال اگر می خواهید به مهمانی بروید باید از روز قبل لباس های خود را مشخص کنید و آن ها را در دسترس خود قرار دهید، کارهای شتاب زده باعث بهم ریختگی و از بین رفتن نظم می شود.

تشویق کردن خود

برای این که در زندگی نظم بیشتری داشته باشید لازم است انگیزه خودتان را بالا ببرید در این صورت می توانید در هنگام انجام دادن کارها خودتان را تشویق کنید.

به عنوان مثال در صورتی که کارهایتان را به درستی و به موقع انجام داده اید خودتان را به کافی شاپ دعوت کنید و در صورتی که کارها را طبق برنامه انجام ندادید خودتان را تنبیه کنید و کاری که به آن علاقه دارید را حذف کنید.

اعتماد به دیگران

در صورتی که برنامه بسیار شلوغی داشته باشید در انجام دادن کارها با مشکلاتی رو به رو خواهید شد برخی از افراد فکر می کنند که دیگران نمی توانند کارها را به خوبی انجام دهند و همه مسئولیت ها را خودشان بر عهده می گیرند.

در حالتی که می توانید برخی از امور را به دیگران بسپارید و برنامه روزانه سبک تری داشته باشید تا کارهای شخصی تان را به نحو احسن انجام دهید.

منبع : نظم شخصی واقعا چقدر اهمیت دارد؟ + ۷ ترفند کاربردی

بازدید : 1173
چهارشنبه 22 دی 1400 زمان : 18:34

تفاوت های تربیتی پسران و دختران

به طور کلی می توان تربیت را به معنی کمک و راهنمایی فرزندان برای شناخت و بروز استعدادها، ظرفیت‌ ها، قابلیت ‌ها و توانایی‌ هایی است که موجب رسیدن به کمال آن ها می ‌شود. از آن جا که پسر و دختر به لحاظ جسمی و روحی با هم متفاوت هستند، رفتارهای کاملا متفاوتی نیز دارند؛ به عنوان مثال پسران تمایل چندانی به صحبت کردن ندارند و بیشتر علاقه مند با بازی های حرکتی و پر جنب و جوش هستند، در حالی که یک دختر میل شدیدی به هم ‌صحبتی با والدین و تعریف جزئیات مسائل خود را دارد. در نتیجه والدین باید در برخورد با هر یک شیوه تربیتی متفاوتی را به کار ببرند. در این بخش تفاوت های دختر و پسر را بررسی و نکات تربیتی مربوط به هر کدام را نیز بیان خواهیم کرد.

تفاوت های تربیتی پسران و دختران – عواطف و احساسات

تفاوت های آشکاری در عواطف و احساسات پسر و دختر وجود دارد. پسران احساسات خود را کم تر بروز داده و از گفت و گو و تبادل نظر صرفا به عنوان وسیله ای برای انتقال پیام استفاده می کنند. پسرها بیشتر توجه و تمرکز خود را بر ارتباط های فعال می گذارند و انرژی خود را صرف دنیای بیرونی می کنند. اما دخترها نسبت به تغییرات احساسی و عاطفی بسیار حساس بوده و آن را سریع تر حس می کنند و به راحتی می توانند افکار و احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند. نشان دادن عواطف در زن بسیار قوی بوده و آن ها از گفت و گو و تبادل نظر برای برقراری ارتباط عاطفی و ایجاد همدلی استفاده می کنند.

علایق و گرایش ها

پژوهش ها نشان داده است که علایق زیباشناختی، دینی و اجتماعی دختران بیشتر از پسران است. زنان به مسایل اخلاقی تمایل بیشتری نشان می دهند. دخترها با اشتیاق بیشتری به بی عدالتی اعتراض می کنند و هم چنین آن ها نسبت به قوانین و سنت های اجتماعی تلقین پذیر هستند. دخترها علاقه و تمایل زیادی به زیبایی، امکانات خانه و زندگی و زیورآلات دارند، این ویژگی در پسرها بسیار کم تر است. مردان بیشتر به جنبه های سیاسی و نظری علاقه مند هستند و علاقه به زیبایی در مردان کمتر است.

خودآرایی، خودنمایی، علاقه به دوستی ها، پوشیدن لباس های توجه انگیز، تجمل گرایی در امور زندگی و حتی در چیدن سفره و پخت غذا، از جمله گرایش ها و علایقی است که در بین دختر و پسر تفاوت های آشکاری دارند.

تفاوت در نوع بازی

تفاوت دیگری که بین پسر و دختر وجود دارد، نوع بازی هایی است که هر کدام انجام می دهند. دخترها معمولا بازی های آرام مثل عروسک بازی را ترجیح می دهند، در حالی که پسرها پرجنب و جوش تر هستند و به بازی هایی تمایل دارند که در آن هیجان، سر و صدا و حرکت باشد، به همین دلیل اغلب اوقات در پارک ها، پسران را در مشغول دویدن، توپ بازی کردن و پریدن می بینید. پسرها در حین بازی معمولا خرابکاری هم می کنند که اغلب غیر عمد و تصادفی است اما از آن جا که پسرها کمی بی احتیاط تر هستند باید والدین نظارت بیشتری بر بازی آن ها داشته باشند.

تفاوت های گفتاری

به علت تفاوت های روانی و ذهنی که بین دختر و پسر وجود دارد، دختران زودتر از پسران حرف زدن را یاد می گیرند. آن ها سریع تر شروع به حرف زدن می کنند و علاقه زیادی به حرف زدن نیز دارند، دختران همه چیز را با جزئیات آن تعریف می کنند. در حالی که پسران معمولا کم تر از دختران به حرف زدن تمایل دارند، آن ها به جواب های کوتاه چند کلمه ای که بتواند اصل قضیه را برساند، اکتفا می کنند و ترجیح می دهند که بیشتر شنونده باشند.

تفاوت از لحاظ اعتماد به نفس

تفاوت دیگری که بین دختر و پسر وجود دارد به میزان اعتماد به نفس در آن ها مربوط می شود. دختران در سنین کم تری با مسائل مربوط با اعتماد به نفس درگیر می شوند، این نگرانی ها را می توان از سن 5 سالگی در دختران مشاهده کرد. در حالی که پسران تا سن بلوغ مشکل چندانی با این مساله ندارند و مشکلات کاهش اعتماد به نفس در آن ها با ورود به سن بلوغ آغاز می گردد، اما به دلیل حساسیت کم تری که نسبت به خودشان دارند راحت تر از دختران با این قضیه کنار می آیند و معمولا اعتماد به نفس خوبی دارند.

تفاوت در یادگیری

بخش مربوط به حافظه و بخش کلامی در دختران فعال تر از پسران است و در پسران نیز آن قسمتی از مغز که به فعالیت های مکانیکی و فضایی مربوط است فعال تر از دختران است، به همین دلیل قدرت تکلم در دخترها زودتر از پسرها رشد می کنند و پسران هم فعالیت فیزیکی بیشتری دارند. در نتیجه بهتر است که برای آموزش دختران از شیوه کلامی و برای یاد دادن مطالب مهم به پسرها از تصاویر کمک گرفت.

تا این جا تفاوت های روانشناختی بین دختر و پسر را بررسی کردیم، در ادامه نیز نکات مهم تربیتی که باید در ارتباط با هر یک از آن ها دقت شود را بیان خواهیم کرد.

نکات مهم در تربیت دختران

  • دختران تمایل زیادی به هم صحبتی با والدین و تعریف جزئیات مسائل دارند، در نتیجه باید با فرزند دختر خود بیش تر صحبت کنید.
  • دختران به محبت زیادی احتیاج دارند، به آن ها اجازه بروز احساساتش را بدهید و آن ها را مورد مهر و نوازش قرار دهید.
  • باید فرزندان خود را آن طور که هستند بپذیرید، نه آن گونه که شما می خواهید یا می توانند باشند.
  • مادر یک دختر نوجوان باید دیدگاهی وسیع و صبر و شکیبایی زیادی داشته باشد.
  • باید کنترل کردن خشم را به دختر خود بیاموزید.
  • در برخورد با دخترتان به جای رفتارهای مقتدارنه از رفتارهای دوستانه استفاده کنید.
  • آزادی بیش تری را به دخترتان بدهید و به آن ها مسئولیت های جدید واگذار نمایید.
  • به دخترتان اعتماد به نفس بدهید.
  • او را بیش از حد نصیحت نکنید و به او اجازه دهید که گاهی نیز اشتباه کند.

منبع :

تفاوت های تربیتی پسران و دختران

به طور کلی می توان تربیت را به معنی کمک و راهنمایی فرزندان برای شناخت و بروز استعدادها، ظرفیت‌ ها، قابلیت ‌ها و توانایی‌ هایی است که موجب رسیدن به کمال آن ها می ‌شود. از آن جا که پسر و دختر به لحاظ جسمی و روحی با هم متفاوت هستند، رفتارهای کاملا متفاوتی نیز دارند؛ به عنوان مثال پسران تمایل چندانی به صحبت کردن ندارند و بیشتر علاقه مند با بازی های حرکتی و پر جنب و جوش هستند، در حالی که یک دختر میل شدیدی به هم ‌صحبتی با والدین و تعریف جزئیات مسائل خود را دارد. در نتیجه والدین باید در برخورد با هر یک شیوه تربیتی متفاوتی را به کار ببرند. در این بخش تفاوت های دختر و پسر را بررسی و نکات تربیتی مربوط به هر کدام را نیز بیان خواهیم کرد.

تفاوت های تربیتی پسران و دختران – عواطف و احساسات

تفاوت های آشکاری در عواطف و احساسات پسر و دختر وجود دارد. پسران احساسات خود را کم تر بروز داده و از گفت و گو و تبادل نظر صرفا به عنوان وسیله ای برای انتقال پیام استفاده می کنند. پسرها بیشتر توجه و تمرکز خود را بر ارتباط های فعال می گذارند و انرژی خود را صرف دنیای بیرونی می کنند. اما دخترها نسبت به تغییرات احساسی و عاطفی بسیار حساس بوده و آن را سریع تر حس می کنند و به راحتی می توانند افکار و احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند. نشان دادن عواطف در زن بسیار قوی بوده و آن ها از گفت و گو و تبادل نظر برای برقراری ارتباط عاطفی و ایجاد همدلی استفاده می کنند.

علایق و گرایش ها

پژوهش ها نشان داده است که علایق زیباشناختی، دینی و اجتماعی دختران بیشتر از پسران است. زنان به مسایل اخلاقی تمایل بیشتری نشان می دهند. دخترها با اشتیاق بیشتری به بی عدالتی اعتراض می کنند و هم چنین آن ها نسبت به قوانین و سنت های اجتماعی تلقین پذیر هستند. دخترها علاقه و تمایل زیادی به زیبایی، امکانات خانه و زندگی و زیورآلات دارند، این ویژگی در پسرها بسیار کم تر است. مردان بیشتر به جنبه های سیاسی و نظری علاقه مند هستند و علاقه به زیبایی در مردان کمتر است.

خودآرایی، خودنمایی، علاقه به دوستی ها، پوشیدن لباس های توجه انگیز، تجمل گرایی در امور زندگی و حتی در چیدن سفره و پخت غذا، از جمله گرایش ها و علایقی است که در بین دختر و پسر تفاوت های آشکاری دارند.

تفاوت در نوع بازی

تفاوت دیگری که بین پسر و دختر وجود دارد، نوع بازی هایی است که هر کدام انجام می دهند. دخترها معمولا بازی های آرام مثل عروسک بازی را ترجیح می دهند، در حالی که پسرها پرجنب و جوش تر هستند و به بازی هایی تمایل دارند که در آن هیجان، سر و صدا و حرکت باشد، به همین دلیل اغلب اوقات در پارک ها، پسران را در مشغول دویدن، توپ بازی کردن و پریدن می بینید. پسرها در حین بازی معمولا خرابکاری هم می کنند که اغلب غیر عمد و تصادفی است اما از آن جا که پسرها کمی بی احتیاط تر هستند باید والدین نظارت بیشتری بر بازی آن ها داشته باشند.

تفاوت های گفتاری

به علت تفاوت های روانی و ذهنی که بین دختر و پسر وجود دارد، دختران زودتر از پسران حرف زدن را یاد می گیرند. آن ها سریع تر شروع به حرف زدن می کنند و علاقه زیادی به حرف زدن نیز دارند، دختران همه چیز را با جزئیات آن تعریف می کنند. در حالی که پسران معمولا کم تر از دختران به حرف زدن تمایل دارند، آن ها به جواب های کوتاه چند کلمه ای که بتواند اصل قضیه را برساند، اکتفا می کنند و ترجیح می دهند که بیشتر شنونده باشند.

تفاوت از لحاظ اعتماد به نفس

تفاوت دیگری که بین دختر و پسر وجود دارد به میزان اعتماد به نفس در آن ها مربوط می شود. دختران در سنین کم تری با مسائل مربوط با اعتماد به نفس درگیر می شوند، این نگرانی ها را می توان از سن 5 سالگی در دختران مشاهده کرد. در حالی که پسران تا سن بلوغ مشکل چندانی با این مساله ندارند و مشکلات کاهش اعتماد به نفس در آن ها با ورود به سن بلوغ آغاز می گردد، اما به دلیل حساسیت کم تری که نسبت به خودشان دارند راحت تر از دختران با این قضیه کنار می آیند و معمولا اعتماد به نفس خوبی دارند.

تفاوت در یادگیری

بخش مربوط به حافظه و بخش کلامی در دختران فعال تر از پسران است و در پسران نیز آن قسمتی از مغز که به فعالیت های مکانیکی و فضایی مربوط است فعال تر از دختران است، به همین دلیل قدرت تکلم در دخترها زودتر از پسرها رشد می کنند و پسران هم فعالیت فیزیکی بیشتری دارند. در نتیجه بهتر است که برای آموزش دختران از شیوه کلامی و برای یاد دادن مطالب مهم به پسرها از تصاویر کمک گرفت.

تا این جا تفاوت های روانشناختی بین دختر و پسر را بررسی کردیم، در ادامه نیز نکات مهم تربیتی که باید در ارتباط با هر یک از آن ها دقت شود را بیان خواهیم کرد.

نکات مهم در تربیت دختران

  • دختران تمایل زیادی به هم صحبتی با والدین و تعریف جزئیات مسائل دارند، در نتیجه باید با فرزند دختر خود بیش تر صحبت کنید.
  • دختران به محبت زیادی احتیاج دارند، به آن ها اجازه بروز احساساتش را بدهید و آن ها را مورد مهر و نوازش قرار دهید.
  • باید فرزندان خود را آن طور که هستند بپذیرید، نه آن گونه که شما می خواهید یا می توانند باشند.
  • مادر یک دختر نوجوان باید دیدگاهی وسیع و صبر و شکیبایی زیادی داشته باشد.
  • باید کنترل کردن خشم را به دختر خود بیاموزید.
  • در برخورد با دخترتان به جای رفتارهای مقتدارنه از رفتارهای دوستانه استفاده کنید.
  • آزادی بیش تری را به دخترتان بدهید و به آن ها مسئولیت های جدید واگذار نمایید.
  • به دخترتان اعتماد به نفس بدهید.
  • او را بیش از حد نصیحت نکنید و به او اجازه دهید که گاهی نیز اشتباه کند.

منبع : تفاوت های تربیتی پسران و دختران

بازدید : 719
چهارشنبه 22 دی 1400 زمان : 18:32

۹ نکته حساس در تربیت فرزند

در صورتی که نکات حساس در تربیت فرزند رعایت شود کودک می تواند رشد مناسب و سالمی داشته باشد، به طور کلی شکل گیری شخصیت فرد بر اساس تربیت و نحوه رفتار با او در کودکی شکل می گیرد، عوامل بسیاری در سبک تربیتی والدین موثر هستند که می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • عوامل فرهنگی و اجتماعی
  • میزان تحصیلات و خصوصیات شخصیتی والدین
  • سطح رشدی کودک و توانایی های شناختی او

قالب های رفتاری و اصول فکری فرزندتان بر اساس نحوه تربیت والدین شکل می گیرد، در این شرایط باید کودک به گونه ای رشد یابد که بتواند در هنگام رویارویی با مشکلات، عملکرد خوب و مطلوبی داشته باشد.

به همین دلیل باید اطلاعات و آگاهی خود را در تربیت کودک افزایش دهد و به نکات حساسی که در تربیت فرزند لازم است توجه داشته باشید، هم چنین توجه به بهداشت جسمی و روانی فرزندتان می تواند در این امر به شما کمک کند.

با کمک گرفتن از مشاوره کودک می توانید در زمینه تربیتی به کودکتان کمک کنید تا فرزندتان را در مسیر موفقیت و رسیدن به آینده روشن و درخشان یاری کند و در آینده فرزندی موفق و شاد داشته باشید.

تاثیر روش های تربیت فرزند در فرآیند رشد یادگیری او

اگر چه سن تربیت کودک محدود به زبان خاصی نمی باشد، ولی کودک در هر دوره از رشدش با چالش ها و نیازهای اساسی رو به رو می شود، شیوه تعامل والدین با فرزندشان نقش بسیار مهمی بر او دارد و در چگونگی شکل گیری توانایی های شناختی او اثر زیادی می گذارد.

به طور کلی نحوه نگرش شما در شیوه تربیتی کودک بسیار اهمیت دارد به عنوان مثال در صورتی که شما تصور کنید فرزندتان نقش فعالی در یادگیری دارد، می توانید در مورد مسائل مختلف با او صحبت کنید، به سوال هایش با بردباری و صبوری پاسخ دهید، هم چنین در این خصوص تفکر و استدلال او را مورد تقویت قرار می دهید.

در مقابل والدینی که تصور می کنند فرزندشان یادگیرندگانی منفعل هستند بسیار کنترل کننده یا هدایت کننده رفتار می کنند و سعی می کنند جلوی خلاقیت و پیشرفت فرزندشان را بگیرید و حتی گاهی به جای او تصمیم بگیرند.

در نتیجه والدین نقش بسیار مهمی بر روی تربیت فرزندان می گذارند و در تربیت آن ها بسیار تاثیر گذار هستند.

۹ نکته حساس برای تربیت فرزند چیست؟

توجه به نکات تربیتی فرزندان و به کارگیری آن ها توسط والدین در سنین مختلف رشدی از اهمیت بسیاری برخوردار است، در این شرایط نکات کلی در تربیت فرزندان و در برخورد با کودکان وجود دارد که باید در هر سن و سالی به آن توجه شود. در ادامه این مقاله به بررسی این نکات حساس تربیتی می پردازیم.

  1. برای فرزند خود منبع امنیت و اطمینان باشید

یکی از اولین نیازهای هیجانی فرزندان به دست آوردن حس امنیت و اطمینان می باشد، کودکان در اولین مرحله از زندگی با چالش اعتماد در برابر بی اعتمادی رو به رو می شود.

کودکان از همان دوران نوزادی از رفتار والدینشان تاثیر می پذیرند و در صورتی که در محیط های پر تنش و عصبی قرار گیرند دچار احساس هایی مانند عدم امنیت، بی اعتمادی و در نهایت سبک دلبستگی نا ایمن می شوند این امر بر روابط بعدی آن ها با دیگران تاثیر می گذارد و دید آن ها را نسبت به زندگی منفی و تیره می کند.

در این شرایط برای این که اعتماد کودک دچار مشکل نشود باید از انجام رفتارهای منفی مانند دروغ گویی یا فریب دادن فرزندتان بپرهیزید.

باید سعی کنید که به او نشان دهید در برابر تهدید های محیطی در کنار او هستید و هیچ مسئله ای مانع محبت و عشق شما نسبت به او نمی شود و همیشه سعی می کنید برای حل مشکلات و چالش ها به او کمک کنید و در کنار او باشید.

  1. به کودک احترام بگذارید

نوع رفتار شما با فرزندتان در دوران کودکی نقش بسیار مهمی در پرورش اعتماد به نفس او خواهد داشت، سعی کنید رفتارهایی مانند سرزنشگری، تحقیر و تنبیه را انجام ندهید.

زیرا احترام کودک را نادیده گرفته و به اعتماد به نفسش لطمه می زنید. سعی کنید از همان ابتدا با کودکتان محترمانه حرف بزنید و هرگز نپندارید که کودک توهین ها را جدی نمی گیرد یا آن ها را فراموش می کند.

توجه داشته باشید انجام دادن رفتارهای ساده ای مانند سلام کردن به فرزندتان در بدو ورود به خانه و صدا زدن او با صفات پسندیده می تواند تاثیر بسیاری بر روی پرورش عزت نفس کودک داشته باشد.

زمانی که کودک متوجه رفتار محترمانه والدین نسبت به خود می شود بیشتر به حرف های آن ها توجه می کند و تلاش می کند احترام آن ها را نگه دارد.

  1. به علایق کودک توجه کنید

بسیاری از والدین برای پر کردن اوقات فراغت فرزندشان بیش از آن که به علایق آن ها توجه داشته باشند سعی می کنند گزینه هایی را انتخاب کنند که خودشان در گذشته مشتاق به انجام آن ها بوده اند.

در صورتی که ممکن است کودک به آن موارد علاقه ای نداشته باشد زیرا سلیقه او بسیار منحصر به فرد و متفاوت نسبت به شما می باشد.

در صورتی که علایق کودک تان را نادیده بگیرید و به آن توجهی نداشته باشید در آینده سطح رضایتمندی فرزندتان نسبت به زندگی پایین می آید و نخواهد توانست استعدادهایش را به درستی کشف کند و برای رسیدن به اهداف و خواسته هایش تلاش نماید.

  1. اخلاقیات را متناسب با سطح رشدی کودک آموزش دهید

برای این که فرزندتان در آینده شخصیتی متعالی داشته باشد باید سعی کنید مفاهیم اخلاقی را به او آموزش دهید، در این شرایط توجه داشته باشید که آموزش ها باید متناسب با سن و سطح رشدی فرزندتان باشد.

والدینی که در سنین پایین کودکشان را به خاطر مفاهیم اخلاقی نظیر رعایت نکردن عدالت یا ادب مورد سرزنش قرار می دهند ناخواسته احساس گناه شدید را در فرزندشان به وجود می آورند که این مسئله باعث می شود در آینده نتواند در برابر مشکلات مقاومت کند و در برابر مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب مفرط دچار آسیب خواهد شد.

به همین دلیل بسیار اهمیت دارد که با زبان کودک با او حرف بزنید و مفاهیم اخلاقی را متناسب با ظرفیت روانی در اختیارش قرار دهید تا در سطح کودکانه با این مفاهیم آشنا شود.

  1. برای تربیت فرزند خود از تشویق بیشتر از تنبیه استفاده نمایید

بر اساس مطالعات یادگیری در مورد شکل گیری رفتار انسان همواره بر این اصل تاکید دارد که تشویق ها نقش بسیار مهم تری نسبت به تنبیه دارند زیرا در تنبیه کودک از انجام یک رفتار بد منع می شود و نمی تواند جایگزین خوبی برای آن پیدا کند اما در صورتی که کودک مورد تشویق قرار گیرد.

علاوه بر این که رفتار صحیح را یاد می گیرد و پاداش دریافت می کند، انگیزه لازم برای موفق شدن و پیشرفت را به دست می آورد.

  1. به کودک نشان دهید که شکست بخشی از زندگی است

بسیاری از پدر و مادرها در مورد موفقیت با فرزندشان صحبت می کنند و از فرزندشان انتظار دارند تا همیشه به موفقیت و پیشرفت برسد تا بتواند در زندگی یک مسیر صعودی را طی کند.

توجه داشته باشید تاکید بیش از حد والدین به موفقیت و پیشرفت باعث می شود که کودک تصویر فاجعه آوری نسبت به شکست در ذهن خود شکل دهد و هنگام مواجه با آن نمی داند که باید چه عکس و العملی نشان دهد و هنگام شکست با مشکلاتی رو به رو خواهد شد.

این کودکان زمانی که با شکست رو به رو شوند به دلیل عدم آمادگی ذهنی از نظر روحی و روانی بسیار آسیب پذیر می شوند که این مسئله در آینده زمینه ساز بسیاری از مشکلات است.

در نتیجه بسیار اهمیت دارد تا به فرزندتان در کنار آموزش در مورد ارزش پیشرفت و رشد توانایی ها، در زمینه شکست هم صحبت کنید و به او نشان دهید که هر انسان در زندگی مشکلاتی دارد آن چیزی که اهمیت دارد مقاومت و ایستادگی در برابر شکست ها می باشد.

باید سعی کنیم پشتکار خود را از دست ندهیم و برای موفقیت تلاش کنیم و در صورتی که با مشکلات و چالش هایی رو به رو شدیم با آن مقابله کنیم.

  1. برای بزرگ شدن کودک عجله نکنید

برخی از پدر و مادرها می خواهند تمام فرصت ها و آرزوهایی که از دست رفته خودشان را از طریق فرزندشان محقق کنند به همین دلیل به کودکی فرزندشان زیاد توجهی ندارند و دائما به فکر بزرگ شدن او و دست یابی به اهداف از پیش تعیین شده می باشند.

البته والدین باید توجه داشته باشند که کودکی یکی از مهم ترین دوره های زندگی هر فردی می باشد و در صورتی به درستی به آن توجه نشود می تواند آینده فرد را تحت تاثیر قرار دهد، والدین باید سعی کنند کودکشان از دوران کودکی لذت ببرد و بی جهت او را برای دست یابی به موفقیت های مختلف تحت فشار قرار ندهد.

باید به فرزندتان اجازه دهید تا خودش مسیر زندگی اش را انتخاب کند و در آن مسیر پیش رود در این صورت خواهد توانست علاقه مندی هایش را به درستی کشف کند و در راستا علاقه مندی هایش تلاش نماید.

  1. در تربیت فرزند محبت نامشروط را فراموش نکنید

یکی از اصول تربیتی این است که هرگز ابراز علاقه و محبت خود را به موضوع خاصی گره نزنید به عنوان مثال به کودکتان نگویید “اگر درس هایت را نخوانی و تکالیفت را انجام ندهی دیگر دوستت ندارم” یا “اگر این کار را بکنی دیگر مادر تو نیستم” این جملات به اعتماد به نفس کودکتان لطمه می زند و او را درگیر استرس و اضطراب های مختلفی می کند .

دراین شرایط باید به او نشان ندهید گاهی اوقات از دستش ناراحت می شوید اما در همه حال دوستش دارید و او را طرد نخواهید کرد.

  1. اجازه دهید کودک ناکامی را نیز تجربه کند

برخی از والدین به دلیل این که دوران کودکی سختی داشته اند دوست دارند همه چیز را برای فرزندشان فراهم کنند تا او کمبود چیزی را حس نکند به عبارتی نمی گذارند خاری در پای فرزندشان فرو برود!

در حالی که بسیاری از روانشناسان معتقدند که تجربه ناکامی یکی از نیازهای هیجانی انسان ها می باشد و افراد برای این که بتوانند در برابر شکست ها مقابله کنند باید از همان کودکی برخی از ناکامی ها را تجربه نمایند.

افرادی که در دوران کودکی ناکامی و سختی را تجربه نکرده اند و همواره پدر و مادرشان کارهایشان را انجام می دادند و آن ها را رفع و رجوع می کردند به مرور زمان شخصیت ضعیفی در آن ها شکل می گیرد که آمادگی مواجه با سختی ها و دشواری ها را نخواهند داشت این مسئله باعث به وجود آمدن مشکلاتی در آن ها می شود و در نهایت احساس بی کفایتی درونی را ایجاد می کند.

هم چنین در بزرگسالی مشکلات متعددی را برای آن ها به وجود می آورد، در نتیجه افراد باید به کودک شان اجازه دهند که گاهی با سختی و دشواری رو به رو شود و ناکامی هایی را تجربه کند در این شرایط باید مسئولیت کارهایش را بپذیرد و طعم دشواری ها را متناسب با سن خود بچشد.

منبع : ۹ نکته حساس در تربیت فرزند

بازدید : 424
شنبه 18 دی 1400 زمان : 20:58

دختر یازده ساله شما دیگر یک بچه کوچک محسوب نمی شود و اکنون او وارد سنین نوجوانی شده و یک نوجوان به حساب می آید. به اصطلاح او در میانه ی سن 10 تا 12 سال است. در طول زمانی که او بین سن 10 تا 12 سالگی می باشد ممکن است که بخواهد بر مردان برتری داشته باشد و به ستاره ی زنی که دز ذهنش است تبدیل شود. دختران در این سن عروسک هایشان را کنار می گذارند و در اینه به صورتشان نگاه می کنند.

بلوغ

والدین دختر یازده ساله باید صبر و درک عمیقی نسبت به این دوره داشته باشند. زمانی که شروع بلوغ محسوب می شود. ممکن است دختر شما متوجه شود که در قسمت هایی از بدنش موهایی رشد می کنند. دختران در این سن هر چند با توجه به گزارش هایی که داده شده است دختران از سن 9 سالگی ممکن است عادت ماهیانه شان شروع شود ولی ممکن یکی دو سال دیگر طول بکشد که او عادت ماهیانه شود، باسن دختران در این سن به تدریج بزرگتر شده و کمر او به مرور قوص بر می دارد و شکل و فرم خاصی به خود می گیرد.

اعتماد به نفس

تغییرات فیزیکی دختر یازده ساله ممکن است بر روی وزن او تاثیر بگذارد. وظیفه ی شما در این زمان این است که نسبت به احساساتی که به او تحمیل می شود او را یاری کنید. والدین ممکن است سهوا از دخترشان انتظاراتی را داشته باشند که فراتر از اوست و زمانی که او نمی تواند انتظارات شما را برآورده سازد از اعتماد به نفس او کاسته می شود، هشدار ریچارد لرنر، مدیر موسسه تحقیقات کاربردی در رشد جوانان در دانشگاه تافتس این است که بگذارید دختران یازده ساله شما متوجه این مسئله شوند که آنها زیبا هستند و شما بدون هیچ قید و شرطی آنها را دوست دارید.

منبع : دختران یازده ساله : بلوغ

بازدید : 464
شنبه 18 دی 1400 زمان : 20:57

مبارزه با بیماری سرطان، چگونه با بیماری سرطان مبارزه کنیم؟

مبارزه با بیماری سرطان مسئله ای است که هر دو بعد روحی و جسمی را درگیر می کند به همین دلیل نباید تاثیر شرایط روحی و جسمی را در سیکل درمان نادیده بگیرید و دست کم گرفته شود.

توجه داشته باشید برای درمان سرطان علاوه بر درمان جسمی، مراقبت از سلامت ذهنی و عاطفی از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا شرط اصلی شکست سرطان داشتن انگیزه قوی و از دست ندادن امید می باشد.

عواملی مانند استرس، نگرانی و خشم باعث تضعیف شدن ایمنی بدن می شود در این شرایط باید سلامت روان و روحیه قوی داشت تا بتوان با سرطان مبارزه کرد. روحیه افراد و بهزیستی روانی نقش بسیار مهم و حساسی برای مقابله با سرطان دارد.

به همین دلیل در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته می شود و در مورد نحوه تغییرات رفتاری و شخصیتی، نحوه بهبود و تقویت روحیه و نقش خانواده در افراد مبتلا به بیماری سرطان توضیحاتی را بیان می کنیم.

مبارزه با بیماری سرطان

چگونه سرطان یک فرد را تحت تاثیر قرار می دهد

زمانی که فرد متوجه بیماری سرطان خود می شود احساسات منفی مانند غم، اندوه، خشم، ناامیدی، بی حوصلگی و ترس به سراغش می آید، در ابتدا درک این بیماری سخت است و شما حق دارید غمگین و ناراحت باشید اما این حالت نباید ادامه داشته باشد شما باید این احساسات منفی را شکست دهید.

زمانی که دچار این احساسات می شوید اطرافیان متوجه تغییر ناگهانی در شخصیت و رفتار شما می شوند برخی از این تغییرات رفتاری و شخصیتی در بیماران سرطانی دیده می شود که در صورتی که به آن رسیدگی نشود شدت آن زیاد شده که برخی از این علائم شامل موارد زیر می شود:

  1. افسردگی حاد
  2. اضطراب
  3. نوسانات رفتاری و خلقی شدید
  4. تحریک پذیری سریع از عوامل و تغییرات خارجی
  5. عدم انگیزه و علاقه به زندگی
  6. رفتارهای اجتماعی و فرهنگی نامقبول
  7. عدم داشتن تمرکز
  8. مشکل در تشخیص احساس خود و دیگران

چرا بعد از ابتلا به سرطان افراد تغییر رفتار و شخصیت می دهند؟

افرادی که به بیماری سرطان مبتلا می شوند باید بدانند که این بیماری چطور بر روی روحیه و رفتار و شخصیت آن ها تاثیر می گذارد، البته سرطان با دردها و عوارضی همراه می باشد که دردها و عوارض بی تاثیر نیست و بر روی رفتار و روحیه تاثیر می گذارد.

در ادامه این مقاله جنبه های مختلفی که بر روی رفتار و شخصیت فردی که مبتلا به سرطان است را بیان می کنیم در این شرایط کمک گرفتن از مشاوره کنترل استرس و اضطراب می تواند مفید باشد و مشکلات روانی را کاهش دهد و هم چنین در تغییر رفتار و شخصیت فرد کمک کننده باشد.

سلامت روان

هیچ کس زمانی که متوجه می شود که سرطان دارد احساس خوبی نسبت به آن بیماری نخواهد داشت، مسئله ای که در این جا اهمیت دارد این است که زمانی که از بیماری خود باخبر شده اید به جای این که احساسات خود را انکار کنید باید تلاش کنید شرایط و حالات خود را به درستی درک کنید.

مبارزه با بیماری سرطان

در صورتی که بتوانید استرس خود را مدیریت کنید و مهارت ذهن آگاهی را تمرین کنید خواهید توانست به خودتان کمک کنید تا سریع تر مورد درمان قرار گیرید و از لحظاتی که در کنار دوستان و اشنایان و خانواده تان هستید لذت ببرید.

استرس و اضطراب

در صورتی که فرد به خاطر بیماری به استرس و اضطراب دچار می شود علاوه بر پیامدهای روحی و روانی، از نظر فیزیکی اثرات شدیدی بر روی آن ها ایجاد خواهد کرد.

زمانی که شما دچار استرس و اضطراب می شوید احساسات منفی مانند خستگی مفرط، خواب آلودگی، عدم تمرکز، بروز حملات شدید روانی یا تنگی نفس به سراغ تان خواهد آمد در این شرایط مراجعه به مشاور بسیار مهم می باشد و به شما کمک می کند تا بتوانید در برابر بیماری های روان تنی از خودتان محافظت کنید و استرس و اضطراب را از خود دور کنید.

افسردگی

افرادی که به بیماری طولانی مدت سرطان مبتلا می شوند، مشکلات روحی و روانی بسیاری را تجربه می کنند البته توجه داشته باشید زمانی که درگیر آسیب های روحی می شوند به راحتی این آسیب ها قابل درمان نخواهد بود حتی اگر مبتلا به سرطان باشید.

در این شرایط باید از مشاوره افسردگی کمک بگیرید تا به درمان مشکلات و مسائل بهداشت روانی، استرس ،اضطراب و افسردگی بپردازد در این حالت راحت تر می توانید با جنبه های سرطان رو به رو شوید و برای درمان سرطان اقداماتی را انجام دهید.

منبع : مبارزه با بیماری سرطان | چگونه با بیماری سرطان مبارزه کنیم؟

بازدید : 1053
دوشنبه 13 دی 1400 زمان : 23:59

سوزن سوزن شدن بدن، نشانه ها، علل و درمان گزگز بدن

به طور معمول زمانی که بدن مخصوصا دست و پاها زمانی طولانی در یک وضعیت جسمانی قرار می گیرد یا زمانی که فشار بر روی دستان زیاد باشد، فرد احساس می کند بدنش سوزن سوزن می شود. توجه داشته باشید که این حالت موقتی می باشد و در صورتی که فرد کمی تحرک داشته باشد از بین می رود.

البته برای برخی از افراد این چنین نیست و در وضعیت های مختلف دچار سوزن سوزن شدن بدن شان می شوند و با تغییر وضعیت به راحتی از بین نمی رود و ممکن است گزگز با درد، خارش و بی حسی همراه شود.

در صورتی که به دفعات زیاد بدن فرد دچار گزگز شود ممکن است نشانه ای از یک مشکل و یا اختلال در سیستم بدن باشد، در بروز این مشکل عامل جسمانی و روانی می تواند دخالت داشته باشد.

با توجه به این که احساس سوزن سوزن شدن بدن را همه ما همواره در طول زندگی تجربه می کنیم در ادامه این مقاله به شرح نشانه ها، علل و درمان سوزن سوزن در بخش های مختلف بدن می پردازیم.

سوزن سوزن شدن طبیعی بدن

در برخی از مواقع سوزن سوزن شدن بدن امری طبیعی می باشد زیرا فرد برای مدت زمان طولانی بر روی یک پا خود می نشیند و یا به طور کلی به یک قسمت از بدن فشار بسیاری وارد می شود در این صورت اگر بدن به حالت نرمال برگردد و آناتومی بدن اصلاح شود این وضعیت بهبود می یابد و جای هیچ نگرانی نخواهد بود.

هم چنین دلایل دیگری مانند قرار گرفتن در معرض سرمان و بی آبی بدن می تواند باعث سوزن سوزن شدن بدن شود اما این مسئله کاملا طبیعی است و هیچ خطری ندارد.

سوزن سوزن شدن بدن، آناتومی بدن

گیرنده های بسیار کوچکی در زیر پوست انسان قرار دارند که نسبت به فشار و لمس حساس هستند و در صورتی که این گیرنده ها تجریک شوند باعث به وجود آمدن جریان بسیار کوچکی از الکتریسیته می شود.

این جریان الکتریکی به وجود آمده به وسیله آکسون ها که رشته های بسیار کوچکی هستند، از پوست دور می گردد.

از کنار هم قرار گرفتن آکسون ها در کنار یکدیگر اعصاب حسی بدن به وجود می آید و این عصب ها به مغز و نخاع می روند و پیام های حسی را صادر می کنند، وظیفه این اعصاب حسی این است که حس لامسه را از پوست به مغز منتقل می کند.

در صورتی که این اعصاب تحریک شوند، در مغز به عنوان حس لامسه تفسیر می گردد و ممکن است در طول مسیر زمانی که پیام حسی از پوست به مغز می رود با اختلالاتی رو به رو شود.

در این حالت ممکن است مغز پیام را اشتباه دریافت کند و آن را به طور ناقص تفسیر کند در حالت بدن دچار گزگز شدن و یا سوزن سوزن شدن خواهد شد.

نشانه های سوزن سوزن شدن بدن

سوزن سوزن شدن بدن علائمی دارد که با طولانی شدن آن علائم باعث آزار فرد می شود، در برخی از اوقات این علائم در شب و در زمان خواب شدت می یابد به طوری که ممکن است فرد را از خواب بیدار کند، برخی از علائم گزگز شدن دست و پا عبارت اند از:

  1. احساس سوزش و سوزن سوزن شدن کف دست
  2. سرد یا گرم شدن دست ها یا انگشتان
  3. احساس درد در دست، انگشت یا بازو
  4. رفلکس غیر طبیعی
  5. افزایش کرختی یا بی حسی دست در حین تایث کردن یا نوشتن
  6. احساس خارش، حساسیت لمسی و تورم
  7. گرفتگی عضلانی، انقباض و ضعف عضلانی
  8. گردن درد
  9. جوش زدن و قرمز شدن

درد ناشی از سوزن سوزن شدن به طور معمول در سراسر بدن به طور مداوم با شدت های کم و زیاد به وجود می آید ام در برخی از اوقات در پشت گردن یا کمر اتفاق می افتد.

علت های گزگز شدن بدن چیست؟

گزگز شدن دست یک امر موقتی می باشد و بعد از مدت کوتاهی از بین می رود.

اما گاهی اوقات ممکن است زمان بیشتری طول بکشد و از بین نرود و توجه داشته باشید که عوامل مختلفی در گزگز شدن دست نقش دارند که با شناسایی این عوامل و کاهش آن می توان از بروز سوزن سوزن شدن دست جلوگیری کرد. عواملی که باعث گزگز شدن دستان و پاها می شود عبارت اند از:

  • نشستن یا ایستادن برای مدت طولانی
  • گزش حیوانات
  • کم خونی
  • بی خوابی
  • صدمات ناشی از ضربه
  • بارداری
  • دیابت
  • عوامل روانی که شامل استرس، اضطراب، فشارهای عصبی، حمله پانیک و بیماری های روحی و روانی می شود.
  • بیماری های سیستمیک که شامل اختلالات کلیوی، کبدی، آسیب های عروقی و بیماری های خون، اختلالات بافت همبند و التهاب مزمن، عدم تعادل هورمونی از جمله کم کاری تیروئید و یائسگی، بیماری سرخرگ محیطی، سرطان ها و تومورهای خوش خیم که بر روی اعصاب اثر می گذارند.
  • قطع نخاع از علل سوزن سوزن شدن بدن
  • استفاده از داروهای خاص
  • کمبود ویتامین ها ( ویتامین های E، B6، B12، B1 و نیاسین)
  • اعتیاد به الکل
  • عفونت ها ( از جمله زگیل، سیتومگالوویروس، سیفلیس، اپستین بار، هرپس سیمپلکس و ایدز)
  • بیماری های خود ایمنی
  • آسیب ها ( از جمله فشار ناشی از دیسک فتق یا استخوانی که از جا در رفته است، تروما، سکته مغزی، ام ای و آنسفالیت)

شایع ترین علت سوزن سوزن شدن بدن

یکی از شایع ترین عواملی که باعث سوزن سوزن شدن دست و پا می شود، اضطراب است، افرادی که دچار اضطراب می شوند به طور معمول تند تند نفس می کشند و این مسئله باعث می شود تا در پاهای آن ها سوزش ایجاد شود.

در واقع به علت عدم تعادل در سطوح دی اکسید کربن و اکسیژن سوزش در دست و پاها شدت می یابد.

در صورتی که احساس کردید که سوزن سوزن شدن دست و پاهایتان به خاطر علائم اضطراب و استرس و عوامل روانی می باشد بهتراست از مشاوره کنترل استرس کمک بگیرید تا در این شرایط به شما کمک کند و باعث بهبود شرایط روحی شما شود.

در صورتی که برای درمان اقدامی انجام ندهید آسیب بیشتری به شما وارد خواهد شد و دوره درمان شما طولانی تر می شود.

منبع : سوزن سوزن شدن بدن | نشانه ها | علل و درمان گزگز بدن

بازدید : 1047
دوشنبه 13 دی 1400 زمان : 23:57

بهترین سن برای یادگیری زبان دوم و رفتن به کلاس زبان چه موقع می باشد؟ بسیاری از والدین برای فرزندشان وقت زیادی می گذرانند و می خواهند تمام مهارت ها را از جمله زبان دوم را به سرعت یاد بگیرند، هم چنین آن ها نمی دانند که در چه سنی بهتر است که فرزندشان را به کلاس زبان بفرستند.

نکته مهمی که در مورد یادگیری زبان دوم باید به آن توجه شود این است که کودک باید به توانمندی، کسب آگاهی و فهم و ادراک مناسبی رسیده باشد، در صورتی که کودک زبان مادری را به درستی یاد نگرفته باشد زبان دوم می تواند اختلالاتی در عملکرد زبان او ایجاد کند که در این صورت باید از گفتار درمانگر کمک گرفته شود.

در این مقاله به بررسی بهترین سن برای آموزش زبان دوم می پردازیم و هم چنین می توانید در مورد مسائل آموزشی و تربیتی فرزندتان از مشاور کودک کمک بگیرید.

سن کلاس زبان، فواید یادگیری زبان دوم چیست؟

در دنیای کودکان، رقابتی بر سر علم و دانش وجود ندارد و به همین دلیل باید قبل از هر چیزی به این موضوع بپردازیم که چرا کودکان باید علاوه بر زبان مادری زبان دوم را یاد بگیرند، یادگیری زبان دوم بر روی اعتماد به نفس کودک تاثیر بسیاری می گذارد و باعث می شود بهتر با دیگران ارتباط برقرار کند، هم چنین باعث موفقیت او در برنامه های مدرسه و مهارت های حل مسئله می شود.

افرادی که زبان دوم را یاد می گیرند می توانند با فرهنگ های کشور های دیگر آشنا شوند و درک عمیقی نسبت به آن ها داشته باشند، علاوه بر این موارد افرادی که بر زبان خارجی مسلط هستند در رقابت های شغلی شانس بیشتری دارند و بهتر می توانند در ارتباطات بین المللی موفق شوند.

از جمله این موارد یادگیری زبان دوم می تواند از برنامه های مهم برای پر کردن اوقات فراغت کودکان باشد و در صورتی که موفق شوند در آینده به خوبی می توانند از زبان دومشان استفاده کنند.

یادگیری زبان از بدو تولد توصیه نمی شود

از دیدگاه روانشناسی کودک، آموزش زبان خارجی را نباید به همراه زبان مادری بیاموزد زیرا احتمال دارد در 2 تا 3 سالگی باعث کند شدن فرآیند صحبت کردن در کودک شود، برای یادگیری زبان دوم ابتدا باید زبان پایه به صورت کامل انجام شود و دایره لغت کودک به رشد نسبی برسد و بعد از آن آموزش های لازم برای زبان دوم صورت گیرد.

سن کلاس زبان

آن چه که در این شرایط مهم می باشد توجه به هوش و میزان توانایی کودک برای یادگیری زبان دوم می باشد و نباید به کودک فشار وارد کرد زیرا این کار باعث افزایش استرس در کودک و به وجود آمدن اختلالاتی در یادگیری و تکلم می شود، می توان همزمان با فرستان کودک به مهد کودک زبان دوم را به خوبی به او آموزش داد.

بهترین سن برای ثبت نام در کلاس زبان، چه سنی برای رفتن به کلاس زبان مناسب است؟

در مسائل آموزشی باید روند رشد شناختی کودک را در نظر بگیرید، در گذشته مطرح می شد که کودکان سه تا چهار سال هنوز مهارت لازم برای صحبت کردن به زبان مادری را فرا نگرفته اند و نباید یادگیری زبان دوم را نباید شروع کنند، اما بر اساس تحقیقات انجام شده، حدود 50 درصد از توانایی ها در چهار سالگی آموخته می شود و هم چنین عملکردهای ذهنی از کودک به کودک دیگر متفاوت می باشد.

در صورتی که کودک در سن کمتری با زبان دوم آشنا شود مهارت های بیشتری در تکلم زبان دوم و لهجه کسب خواهد کرد، البته باید این نکته را در نظر گرفت که کودکان تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند.

کودکانی که مشکلات رشدی در زبان و گفتار دارند در صورتی که علاوه بر زبان مادری، با زبان دیگری مواجه شوند تکلم آن ها دچار اختلال خواهد شد و در یادگیری آن تاخیر اتفاق می افتد. آموزش زبان خارجی در همه سنین اتفاق می افتد اما بهترین سن برای یادگیری آن هفت الی هشت سالگی می باشد.

نکات مهم در یادگیری زبان دوم در کودکی

فرایند و مراحل یادگیری چه می باشد؟ والدین با کمک روانشناس می توانند رشد کودک و مراحل یادگیری را زیر نظر داشته باشند، برای این که کودکان به طور موثرتری زبان را یاد بگیرند باید آموزش در کلاس به صورت بازی و همراه با موسیقی و شعر باشد، در این حالت کودک به راحتی می تواند زبان سوم را یاد بگیرد و هیچ استرس و فشاری بر روی او وارد نمی شود.

کودکانی که در ابتدا به زبان مادری مسلط شده اند و بعد زبان دوم را فرا گرفته اند می توانند در صحبت کردن زبان دوم بسیار موفق باشند و در یادگیری آن به خوبی پیشرفت کنند.

منبع : سن کلاس زبان، کلاس زبان از چند سالگی؟

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 409
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 300
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 492
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 1420
  • بازدید ماه : 2837
  • بازدید سال : 247538
  • بازدید کلی : 3073150
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی