loading...

بیتا صبوری

بازدید : 599
چهارشنبه 19 خرداد 1400 زمان : 17:59

دگزامفتامین، موارد و عوارض مصرف دگزامفتامین

دگزامفتامین چیست و در چه مواردی مورد استفاده قرار می گیرد؟ دگزامفتامین همان دکستروآمفتامین است که نوعی داروی محرک عصبی می باشد و باعث افزایش فعالیت مغزی می شود و در مواردی مانند بیش فعالی کودکان و حمله خواب مورد استفاده قرار می گیرد، اما این دارو عوارض جسمانی و روانی بسیاری دارد و می تواند مشکلات بسیاری برای فرد ایجاد کند.

دگزامفتامین با داروهای ضد افسردگی نیز تداخل ایجاد می کند و برای کودکان زیر ۶ سال، مادران شیرده و افرادی که سابقه قلبی دارند منع مصرف دارد.

اگر می خواهید در مورد این دارو اطلاعاتی کسب کنید و قصد مصرف آن را دارید این مقاله را تا انتها مورد مطالعه قرار دهید، همچنین می توانید از روانشناس کمک بگیرید تا بدون مصرف داروهایی که عوارض دارند بیش فعالی و حمله خواب را مورد درمان قرار دهید.

دگزامفتامین چیست؟

دگزامفتامین یا دکستروآمفتامین داروی محرک عصبی مرکزی می باشد این دارو بر روی اعصاب مغز و انتقال دهنده های عصبی مغزی تاثیر می گذارد و تغییراتی در جهت بیش فعالی و کنترل تکانه ایجاد می کند، این دارو هم چنین برای درمان نارکولپسی یا همان حمله خواب و اختلال بیش فعالی و نقص توجه مورد استفاده قرار می گیرد.

میزان و نحوه مصرف داروی دکستروآمفتامین

میزان مصرف این دارو از مقدار بسیار کم شروع شده است و به تدریج تحت نظر پزشک معالج و بر اساس علت بیماری که می تواند بیماری بیش فعالی یا نارکولپسی باشد افزایش می یابد، این دارو ۳ تا ۴ ساعت بعد از مصرف اثر می گذارد و روزی ۲ تا ۴ بار تجویز می گردد.

مصرف دگزامفتامین باعث کاهش وزن و اشتهای فرد می شود و به همین دلیل باید دائما قد و وزن کودک چک شود و در زمانی که مشکل برای فرد ایجاد می کند مصرف دارو باید قطع شود و دوباره شروع شود.

افرادی که از داروی دگزامفتامین استفاده می کنند باید حتما پزشک خود را از انواع داروهای دیگری که مصرف می کنند مطلع سازند، داروی دگزامفتامین باید به تدریج و تحت نظر پزشک قطع شود و از قطع شدن ناگهانی آن به شدت خودداری نمایید.

داروی دگزامفتامین، عوارض روانی

دگزامفتامین دارای عوارض جانبی روحی و روانی می باشد و در صورتی که بدون تجویز پزشک و به صورت خودسرانه استفاد شود باعث وابستگی شدید جسمانی و بروز علائم اعتیاد می شود، در زیر نمونه هایی از عوارض جانبی روحی و روانی آن را بیان می کنیم.

  • بی قراری
  • بی خوابی
  • وحشت شبانه
  • خواب آلودگی
  • بی حوصلگی
  • تحریک پذیری
  • عصبانیت یا اضطراب
  • افسردگی شدید و طولانی مدت
  • شادی
  • نوسانات خلقی
  • پارانویا
  • توهم
  • سایکوز

داروی دگزامفتامین، عوارض جسمانی

علاوه بر عوارض روحی این دارو عوارض جسمانی هم دارد که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم و در صورتی که این علائم شدت گرفت باید سریع به پزشک مراجعه کنند.

  • بی اشتهایی و کاهش وزن
  • خشکی دهان
  • کاهش سرعت رشد در کودکان
  • اسهال و یبوست
  • تپش قلب و افزایش فشار خون
  • سردرد و سرگیجه
  • تاری دید و مشکلات خواندن و تغییر دید
  • افزایش فشار چشم
  • ناتوانی و افت میل جنسی و اختلال در نعوظ
  • تب و تشنج
  • تعریق و لرزش دست ها
  • درد قفسه سینه
  • حمله قلبی یا سکته مغزی
  • انجام حرکات غیر عادی و غیر طبیعی مانند تیک

تداخلات دارویی دکستروآمفتامین

مصرف داروهای مشتق آمفتامین با داروهایی که برای درمان افسردگی تجویز می شوند مانند مونوآمین اکسید و هم چنین ضد افسردگی های سه حلقه ای منجر به عوارض قلبی می شود و تداخلات دارویی به همراه خواهد داشت و اگر این دارو همزمان با داروی پارکینسون استفاده شود باعث بروز عوارض عصبی خواهد شد.

دگزامفتامین با داروهای محرک اعصاب مرکزی و داروهای سرماخوردگی تداخل ایجاد می کند. این دارو بر داروهای کاهش فشار خون اثر معکوس می گذارد و به همین دلیل افرادی که نارسایی قلبی و فشار خون بالا دارند و از داروی کاهش فشار خون استفاده می کنند باید از مصرف دگزامفتامین دوری کنند.

منبع : دگزامفتامین

بازدید : 878
چهارشنبه 19 خرداد 1400 زمان : 17:56

درون گرايي و برون گرايي دو تيپ شخصيتي متضاد هم هستند، بنابراين آشنايي با ويژگي هاي اين دو تيپ شخصيتي پيش از ازدواج مهم مي باشد، در اين مقاله به اينكه افراد درون گرا با چه كساني ازدواج مي كنند و ويژگي ازدواج افراد درونگرا پرداخته شده است.

اگر شخصيت افراد را يك طيف يا پيوستار در نظر بگيريم، در يك سر طيف درون گرايي قرار مي گيرد و در سر ديگر طيف، برون گرايي و افراد از نظر شخصيتي در نقاط مختلف اين طيف قرار مي گيرند، اگر پيوستار را به دو نيمه تقسيم كنيم، از وسط طيف به سمت درون گرايي، افراد درون گرا قرار دارند و از وسط طيف به سمت برون گرايي، افراد برون گرا قرار دارند. طبيعي است كه هرچه از وسط طيف فاصله بگيريم، نمره درون گرايي و برون گرايي فرد افزايش مي يابد و هرچقدر كه به وسط طيف نزديك تر شويم، نمره درون گرايي يا برون گرايي فرد كاهش مي يابد.

براي اندازه گيري و به دست آوردن نمره درون گرايي و برون گرايي افراد، تست شخصيت وجود دارد، اما بدون تست و با مشاهده ويژگي هاي شخصيتي افراد هم، تا حدود زيادي مي توانيم به درون گرايي و برون گرايي شان پي ببريم.

ويژگي افراد درون گرا و برون گرا

افراد درون گرا، از تمركز بر دنياي دروني و ذهني خود لذت مي برند و از خلوت، سكوت و تنهايي، انرژي مي گيرند،

در مقابل، افراد برون گرا تمايل زيادي به حضور در جمع دارند و جمع هاي شلوغ دوستانه و مهماني هاي خانوادگي مي تواند تاثير مثبتي بر روحيه آنها بگذارد.

افراد درون گرا، زماني كه در جمع هستند انرژي رواني زيادي را صرف مي كنند و بعد از حضور در جمع هاي شلوغ، براي اينكه بتوانند انرژي خود را مجدد بازيابند، نياز به سكوت و تنهايي دارند، اما چيزي كه افراد برون گرا را خسته و كلافه مي كند تنهايي و انزوا است و براي اينكه فرد برون گرا بتواند مجدد انرژي بگيرد نياز به اين دارد كه با دوستان خود برنامه تفريحي و دورهمي تدارك ببيند يا اينكه در يك جمع شلوغ قرار بگيرد.

واضح است كه افراد درون گرا دوستان كمتري نسبت به افراد برون گرا دارند. در واقع مي توانيم بگوييم كه افراد درون گرا به سختي با ديگران صميمي مي شوند و صحبت كردن و برقراري ارتباط با اشخاص مختلف، براي آن ها لذت چنداني ندارد، اما با وجود محدود بودن دايره دوستي اين افراد، دوستي هاي عميقي را در آن ها مشاهده مي كنيم، يعني ممكن است فرد، يك دوست يا نهايتا دو دوست صميمي داشته باشد ولي مدت زمان اين ارتباط و عمق آن بسيار زياد است.

در واقع مي توانيم بگوييم، چون افراد درون گرا، در انتخاب دوستان خود حساسيت زيادي به خرج مي دهند و با اشخاص محدودي ارتباط برقرار مي كنند، بنابراين براي حفظ آن روابط محدود تلاش زيادي مي كنند، اما دايره ارتباطات افراد برون گرا بسيار گسترده است، اگر از نحوه آشنايي فرد برون گرا با دوستانش سوال شود، ممكن است پاسخ هايي نظير در اتوبوس با او آشنا شدم، در كتابخانه با او هم صحبت شدم و از او بسيار خوشم آمد، در فروشگاه لباس باهم دوست شديم و غيره را از او بشنويد.

طبيعي است كه هر چقدر كه حساسيت كمتري در انتخاب دوستان وجود داشته باشد عمر روابط نيز كمتر خواهد شد، هرچند كه افراد برون گرا هم ارتباطات عميق دوستانه زيادي دارند.

كتاب خواندن و تفكر و تعقل مي تواند به افراد درون گرا انرژي زيادي را منتقل كند، چون كتاب مي تواند باعث شود آن ها به دنياي دروني خود سفر كنند، در واقع يكي از مهمترين راه هاي كسب دانش و اطلاعات و همچنين يكي از تفريحات لذت بخش، براي افراد درون گرا، كتاب خواندن است، در اين بين اگر چه برون گراهايي هم هستند كه از كتاب خواندن لذت زيادي مي برند، اما نشستن طولاني مدت در يك مكان و تمركز بر يك كتاب خاص، مي تواند افراد برون گرا را، خيلي زود خسته كند، به همين دليل ترجيح افراد برون گرا اين است كه از طريق حضور در كارگاه هاي مختلف و صحبت كردن با افراد مختلف و همينطور تحقيقات گروهي و فعاليت هاي مشترك و دسته جمعي به اطلاعات خود بيفزايند.

در واقع افراد درون گرا انگيزه و خلاقيت خود را از منابع دروني به دست مي آورند اما منبع انگيزه و خلاقيت افراد برون گرا، منابع بيروني است.

افراد درون گرا بيشتر از آنكه تمايل به حرف زدن داشته باشند، علاقمند به گوش دادن هستند، در واقع مي توان گفت آن ها شنونده هاي بهتري نسبت به افراد برون گرا هستند، چون افراد برون گرا همانقدر كه مي توانند به حرف هاي طرف مقابل شان گوش دهند به همان ميزان نيز، تمايل و نياز به صحبت كردن دارند.

ابراز احساسات براي افراد درون گرا كمي سخت است اما در مقابل فرد برون گرا به راحتي از احساساتش صحبت مي كند و آن را به ديگران بروز مي دهد، در اين بين در هنگام مباحثه، صحبت كردن و ابراز هيجان خشم و عصبانيت و همينطور بروز احساس ناراحتي چيزي است كه مي تواند فرد برون گرا را آرام كند اما چيزي كه مي تواند در چنين شرايطي فرد درون گرا را آرام كند، سكوت كردن و پناه بردن به گوشه اي دنج و خلوت است.

در مواقع خوشحالي نيز چنين تفاوتي به نظر مي رسد، اگر اتفاقي خوشايند رخ دهد، ممكن است فرد برون گرا تمام احساسات خود را بروز دهد، حتي از خوشحالي فرياد بزند و بالا و پايين بپرد، اما فرد درون گرا، واكنش چنداني به موقعيت پيش آمده نشان ندهد، طوري كه شايد ديگران فرد را بي تفاوت قلمداد كنند و معتقد باشند كه اين فرد نسبت به مسئله خاصي توجه ندارد.

توجه به رسومات و اتفاقات حاشيه اي نيز براي افراد درون گرا جذابيت چنداني ندارد.

مشاغل مناسب براي افراد درونگرا

مشاغلي مانند حسابداري، بايگاني، نويسندگي، برنامه نويسي و به طور كلي مشاغلي كه انفرادي هستند و نياز چنداني به ارتباطات گسترده با افراد مختلف ندارند مي تواند براي افراد درون گرا بسيار مناسب باشد، اما در عوض مشاغلي كه نياز به ارتباطات گسترده اجتماعي دارند، مي توانند براي افراد برون گرا مناسب باشند.

تفاوت جسماني افراد درون گرا و برون گرا

تحقيقات و بررسي هاي مختلف اسكن مغزي نشان داده است كه قشرهاي جلويي مغز كه مسئول تفكر و برنامه ريزي هستند در افراد درون گرا بزرگتر از افراد برون گرا هستند، كه البته چنين ويژگي در عين حال كه مي تواند مثبت باشد مي تواند زمينه بروز اضطراب و افسردگي را در اين افراد بالا ببرد.

همچنين نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه دوپامين كه هورمون لذت است و در مواقع هيجاني و لحظه هاي خوشايند در مغز افراد ترشح مي شود، در بدن افراد برون گرا بيشتر وجود دارد، يعني در هنگام دريافت جايزه و يا برقراري ارتباط با ديگران، دوپامين بيشتري در مغز افراد برون گرا ترشح مي شود، بنابراين از اين شرايط لذت بيشتري مي برند، بنابراين با اين تفاسير و با توجه به تفاوت هاي جسماني افراد برون گرا و افراد درون گرا مي توانيم نتيجه بگيريم كه درون گرايي و برون گرايي ارتباط بسيار نزديكي با ژنتيك افراد دارد و تغييرات ژنتيكي خاص موجب تفاوت هاي شخصيتي مي شوند، البته كه تحقيقات مختلف، ژنتيكي بودن اين مسئله را تاييد مي كنند.

آيا درون گرايي با خجالتي بودن ارتباط دارد؟

نكته قابل توجه اين است كه درون گرايي ارتباط مستقيمي با خجالتي بودن ندارد، يعني نمي توانيم بگوييم كه علت خجالتي بودن افراد، درون گرا بودن آن ها است، خجالتي بودن در بين افراد برون گرا نيز وجود دارد، همينطور كه يك فرد درون گرا هم، مي تواند خجالتي باشد اما نمي توانيم بگوييم كه يك فرد درون گرا لزوما خجالتي است يا يك فرد خجالتي لزوما درون گرا است، در بسياري از موارد فرد درون گرا به هيچ عنوان فرد خجالتي نيست و بالعكس اعتماد به نفس بالايي دارد و به خوبي مي تواند در جمع صحبت كند اما چيزي كه باعث مي شود آن ها از حضور طولاني مدت در جمع اجتناب كنند، عدم تمايلشان به حضور در جمع مي باشد.

در واقع وجه تمايز درون گرايي و خجالتي بودن اين است كه فرد خجالتي تمايل به حضور در جمع دارد و اتفاقا در بسياري از مواقع، از اينكه نمي تواند در جمع حضور داشته باشد ناراحت است، اما فرد درون گرا از تنهايي خود لذت مي برد و از بودن در جمع لذت چنداني نمي برد.

افراد درون گرا بهتر است با چه كساني ازدواج كنند؟

تصور كنيد كه شما فرد درون گرايي هستيد و همانطور كه انتظار مي رود بيشتر از آنكه تمايل به حضور در جمع هاي خانوادگي و دوستانه داشته باشيد تمايل به سكوت و تنهايي داريد، ترجيح مي دهيد تعطيلات آخر هفته خود را در منزل بمانيد و استراحت كنيد، فيلم ببينيد، كتاب بخوانيد و از اين راه انرژي خود را مجدد بازيابيد تا بتوانيد در طول هفته به فعاليت هاي لازم بپردازيد.

در اين بين با فردي ازدواج كرده ايد كه سرشار از انرژي است، تمايل زيادي به صحبت كردن دارد، براي تعطيلات آخر هفته حتما با دوستان و آشنايان برنامه ريزي مي كند و سعي مي كند كه از هر فرصتي براي تفريحات بيرون از منزل و حضور در جمع هاي مختلف استفاده كند، تمايل زيادي به صحبت كردن دارد و حتي از كم حرف بودن شما شكايت مي كند، بسيار شوخ طبع است و گاهي شوخي هايي مي كند كه از نظر شما غير قابل تحمل هستند، بر سر موضوعي خاص با همسرتان به توافق نمي رسيد و بحثتان شده است، در آن لحظه تمايل به سكوت و تفكر داريد اما در آن لحظه همسرتان مدام اصرار دارد كه در مورد مسئله پيش آمده صحبت كنيد و تمايل به تنهايي شما را نوعي بي احترامي و عدم علاقه و بي توجهي قلمداد مي كند، آيا اين تفاوت برايتان خوشايند است؟

همسرتان در بيان احساسات خود بسيار بي پروا است و به راحتي به شما مي گويد كه شما را دوست دارد، به بهانه هاي مختلف به شما هديه مي دهد اما در مقابل، چنين رفتارهايي را از جانب شما دريافت نمي كند يا كمتر دريافت مي كند، چون اين چنين رفتار كردن براي شما راحت و خوشايند نيست، فكر مي كنيد در آن لحظه همسر شما چه احساسي دارد؟ آيا طبيعي نيست كه احساس سرخوردگي و شكست كند؟ اگر نتواند ويژگي شخصيتي شما را به خوبي درك كند، آيا طبيعي نيست كه احساس كند شما به او علاقه اي نداريد؟ آيا از داشتن چنين رابطه اي با همسر خود احساس لذت مي كنيد؟

منبع : افراد درون گرا با چه كساني ازدواج مي كنند؟

بازدید : 1080
سه شنبه 11 خرداد 1400 زمان : 20:14

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد ، ژنتیک چقدر در گرایش افرد به مواد مخدر تاثیر دارد؟

تاثیر ژنتیک بر روی اعتیاد موضوعی می باشد که تحقیقات بسیاری بر روی آن انجام شده است، آمار نشان می دهد که حدود ۲۰ تا ۷۰ درصد اعتیاد به مواد مخدر تحت تاثیر ژن خانوادگی افراد می باشد و این میزان تاثیر در مواد مخدر متفاوت می باشد.

آگاهی لازم نسبت به ژن های زمینه ساز به اعتیادپ به خانواده ها کمک می کند تا به میزان زیادی از گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر جلوگیری کنند و در برخی از کشورها با استفاده از آزمایش ژنتیک می توانید زمینه ژنتیکی اعتیاد را از همان ابتدای تولد شناسایی کنید.

ژنتیک به این معنی نمی باشد که فرد صددرصد در آینده به اعتیاد دچار می شود بلکه بیانگر این است که این فرد نسبت به سایرین بیشتر در معرض خطر اعتیاد به مواد مخدر می باشد و به سمت اعتیاد به مواد مخدر گرایش دارد و اگر در شرایط محیطی نامناسب قرار بگیرد احتمال معتاد شدن افزایش می یابد، هم چنین علاوه بر این ها والدین تاثیر بسیاری بر ابتلا به اعتیاد در فرزندان دارند.

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

هیچ کس از اعتیاد در امان نمی باشد زیرا مکانیسم اعتیاد در مغز وجود دارد و در صورتی که مغز یک امر لذت بخش را تجربه می کند گذرگاه های عصبی در مغز ایجاد می شود که به همین ترتیب فرد دوست دارد تا آن لذت را دوباره تجربه کند .

بر اساس تحقیقات انجام شده اعتیاد در بسیاری از افراد زمینه ژنتیکی دارد و منظور از ژنتیک تفاوت های زیستی می باشد که باعث می شود افراد در برابر اعتیاد آسیب پذیر تر شوند و صدمه ببینند، اعتیادی که در بزرگسالی به وجود می آید بیشتر به خاطر ژنتیک می باشد زیرا در آن سن تاثیر پذیری از محیط کاهش می یابد.

اهمیت آگاهی از تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

اعتیاد یک مشکل پیچیده می باشد که عوامل بسیاری بر روی آن تاثیر می گذارد، یکی از عوامل تاثیر گذار بر روی آن ژنتیک می باشد و همچنین تنها یک ژن مخصوص در بروز اعتیاد موثر نمی باشد بلکه چندین ژن بر روی اعتیاد تاثیر می گذارد.

اگر درک بهتری از این پیچیدگی ها داشته باشید و عوامل موثر در اعتیاد را به خوبی بشناسید علاوه بر این که به درمان کمک می شود باعث پیشبینی و پیشگیری بهتر از اعتیاد نیز می شود البته باید بدانید که ژن ها سرنوشت انسان را نمی سازند و افرادی که ژن اعتیاد دارند تنها مستعد معتاد شدن نمی باشند بلکه شرایط محیطی بر روی اعتیاد فرد تاثیر بسیاری می گذارد و والدین می توانند با تعدیل محیط از معتاد شدن خود و یا فرزندشن جلوگیری کنند.

تاثیر ژنتیک در اعتیاد به انواع مواد مخدر

بر اساس تحقیقات انجام شده ژن ها در اعتیاد به مواد مخدر خاص تاثیرات متفاوتی دارند برای مثال مشخص شده است که ژنتیک بر روی مواد توهم زا کمترین تاثیر را می گذارد و بر روی موادی همچون کوکائین بیشتر تاثیر را دارد.

تاثیر ژنتیک بر اعتیاد در مواد مختلف از بیشترین به کمترین به شرح زیر می باشد.

  • کوکائین
  • تریاک
  • الکل
  • نیکوتین
  • ماریجوانا
  • مواد توهم زا
  • مواد محرک

تاثیر عوامل محیطی و ژنتیک در اعتیاد به مواد مخدر

عواملی مانند فرهنگ، سیاست اجتماعی، مذهب، وضعیت اقتصادی و غیره آسیب پذیری فرد را در برابر اعتیاد مشخص می کند و در صورتی که فرد از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد باشد و در محیطی پر خطر رشد کند در این هنگام احتمال معتاد شدن او به مواد مخدر بیشتر از سایرین خواهد بود.

اگر ژنتیک و عوامل محیطی بر اعتیاد فرد تاثیر گذاشته باشند درمان آن ها سخت تر خواهد بود. از مهم ترین محرک های محیطی می توان به دسترس بودن مواد، مکان و موقعیت های محرک و دوستان و اطرافیان مشوق اعتیاد اشاره نمود و علاوه بر این ها سبک های فرزند پروری والدین در ابتلا به اعتیاد فرزندان تاثیر بسیاری می گذارد.

منبع : تاثیر ژنتیک بر اعتیاد

بازدید : 662
سه شنبه 11 خرداد 1400 زمان : 20:12

اگر که در آستانه ازدواج باشید، ممکن است کسانی که به شما پیشنهاد می شوند یا به خواستگاری شما می آیند، عنوان پلیس یا کارمند نیروی انتظامی را داشته باشند و البته که شما، مثل دیگر موردهای ازدواجتان به چنین فردی، با این عنوان شغلی، فکر خواهید کرد.

اما مسئله ای که وجود دارد سوگیری افراد نسبت به برخی از شغل های نظامی است و شاید با خود فکر کنید که این افراد با توجه به وابستگی که به دولت و حکومت دارند، ممکن است سبک زندگی متفاوتی داشته باشند و شاید لازم باشد در زندگی با آن ها در این موارد محتاط تر بود.

البته که این طرز تفکر تا حدودی درست است، اما برای اینکه بتوانیم در مورد هر چیزی فکر و تصمیم گیری درستی داشته باشیم، در قدم اول، نیاز است که بتوانیم اطلاعات اولیه از آن به دست بیاوریم.

به همین منظور، برای اینکه بتوانیم به این مسئله یعنی (ازدواج با نیروی انتظامی)، بپردازیم، بهتر باشد که در ابتدا اطلاعاتی در مورد نیروی انتظامی و شرح وظایف آن کسب کنیم.

نیروی انتظامی

ناجا یا همان نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، شاخه ای از نیروهای مسلح می باشد که در سال 1370، از ادغام شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی، تشکیل شد.

از جمله وظایف نیروی انتظامی، حفظ امنیت داخلی کشور است. نظارت عملکرد نیروی انتظامی بر عهده وزارت کشور می باشد.

ساختار سازمانی نیروی انتظامی

سازمان نیروی انتظامی، از سه بخش اصلی، که هریک به طور مستقل فعالیت می کنند، تشکیل شده است.

این سه بخش، شامل: فرماندهی ناجا، سازمان حفاظت اطلاعات ناجا و سازمان عقیدتی سیاسی، می باشد.

1. فرماندهی ناجا

از جمله پیکره های اصلی نیروی انتظامی محسوب می شود که شامل زیر مجموعه های زیر است.

  1. پلیس پیشگیری، که بزرگترین فرمانداری در ناجا است و فرماندهی کلیه کلانتری ها و پاسگاه های انتظامی سراسر کشور را بر عهده دارد.
  2. پلیس راهنمایی و رانندگی
  3. پلیس آگاهی، که اداره کردن مبارزه با جرایم خاص، سرقت، جنایی و اداره مبارزه با قاچاق کالا و ارز، زیر مجموعه آن است.
  4. پلیس مبارزه با مواد مخدر، که کار اصلی آن مبارزه با خرید و فروش مواد مخدر و کشف باندهای بزرگ و خرده فروشان است.
  5. پلیس اطلاعات و امنیت عمومی، که به صورت آشکار و غیر آشکار و با لباس رسمی و غیر رسمی فعالیت می کند و وظیفه جمع آوری اخبار و اطلاعات سیاسی را بر عهده دارد و همچنین در جهت شناسایی باند های قاچاق اسلحه نیز فعالیت دارد.
  6. پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات، که رسیدگی به جرایم مربوط به رایانه و فضای مجازی بر عهده آن است.
  7. فرماندهی مرزبانی، وظیفه آن ها حراست از کیان و قلمرو کشور را بر عهده دارد.
  8. پلیس بین الملل، واحد بین الملل نیروی انتظامی است و به عنوان نماینده اینترپل در ایران محسوب می شود.
  9. هوا ناجا، واحد هواپیمایی نیروی انتظامی است.
  10. یگان های ویژه ناجا، مسئولیت کنترل اجتماعات، جلوگیری و مقابله با اغتشاشات را بر عهده دارد.
  11. یگان امداد ناجا، دژبان کل ناجا، دانشگاه علوم انتظامی، معاونت نیروی انسانی ناجا، معاونت عملیات ناجا، معاونت فناوری اطلاعات و ارتباطات ناجا، معاونت پارلمانی، معاونت اجتماعی، بهداشت و راهبردی از دیگر زیرمجوعه های فرماندهی انتظامی هستند.

ازدواج با نیروی انتظامی

2. سازمان عقیدتی سیاسی

حفاظت اطلاعات

هدف این بود که اطلاعات مختصری در مورد نیروی انتظامی و عملکرد آن به شما بدهیم تا اگر با خانم یا آقایی که تحت عنوان پلیس نیروی انتظامی برخورد کردید و قصد داشتید با هدف ازدواج به او فکر کنید، اطلاعات مختصری از شغل و وظایف او داشته باشید که البته اگر نیاز به اطلاعات جزئی بیشتری داشتید می توانید در مقالات اختصاصی تری که در مورد نیروی انتظامی نوشته شده است، به آن اطلاعات دسترسی پیدا کنید.

اما در امر تصمیم گیری برای ازدواج ، اگاهی داشتن از جزییات شغل همسرتان مهم نیست و یک اطلاعات کلی، معمولا کافی است.

چیزی که اهمیت ویژه ای دارد آگاهی از خصوصیات و ویژگی های شخصیتی، سبک زندگی فرد و همینطور تاثیری که شغل او بر سبک زندگی و خصوصیاتش گذاشته است اهمیت دارد.

زمانی که شما در حال تصمیم گیری برای ازدواج با فردی هستید نیاز است که ضمن دریافت اطلاعات اولیه از جمله شغل فرد، میزان درآمد و شرایط اقتصادی، تحصیلات، شرایط خانوادگی و غیره تلاش کنید تا شناخت مطلوبی از فرد و ویژگی هایی که ممکن است در ابتدا قابل تشخیص نباشند، به دست آورید.

طبیعی است که هر چقدر بتوانید وِیژگی های شخصیتی فرد مقابل را بیشتر بشناسید بهتر می توانید تصمیم گیری کنید و با آمادگی و آگاهی بیشتری زندگی مشترکتان را شروع می کنید.

در ادامه به ملاک هایی که در انتخاب همسر باید به آن ها توجه کنید می پردازیم.

ملاک های انتخاب همسر

  • شغل

شاید برای یک دختر خانم در درجه اول، شغل معیار مهمی باشد، البته آقایی که قصد انتخاب همسر دارد نیز، اگر شخصی به او پیشنهاد شود که شاغل است، اولین سوالی که در ذهنش ایجاد می شود این است که شغل فرد چیست؟

برخی از شغل ها ممکن است بیشتر از دیگر شغل ها اهمیت داشته باشند و نقش پررنگ تری در روند تصمیم گیری فرد داشته باشند.

همانطور که پیش تر شرح داده شد، پلیس نیروی انتظامی، به سبب شرایط خاصی که دارد از جمله این مشاغل می باشد، اما ما در اینجا لازم است که به شما بگوییم اگر چه تفکر شما درست است و اگر که با فردی نظامی در اقوام خود برخورد نداشته اید و با سبک زندگی شان آشنایی ندارید، ابهام و ترس ذهنی شما منطقی است ولی این عدم آشنایی نباید تنها دلیل شما برای پاسخ منفی دادن به فرد باشد.

البته برعکس این اتفاق نیز بسیار اتفاق می افتد. اینکه افرادی هستند که به سیستم های نظامی و سبک زندگی آن ها علاقمند هستند و گاهی ممکن است از دختر خانم هایی این جمله را بشنویم که «من بسیار علاقه دارم با یک فرد پلیس نیروی انتظامی ازدواج کنم»، چنین علاقه ای معمولا از این طرز تفکر نشات می گیرید که پلیس ها شان و شخصیت بالایی دارند و اکثرا افراد محکم و با جذبه و در نهایت افراد جذاب و کاملی هستند.

اما همانطور که اشاره کردیم، داشتن دید مبهم و ترس و از طرفی خوشبینی اغراق آمیز نسبت به افراد شاغل در این سازمان، نباید تنها ملاک پاسخ مثبت یا منفی به فرد باشد، بلکه نیاز است به دیگر ملاک ها توجه کنید تا بتوانید انتخاب درست و آگاهانه ای داشته باشید.

  • ویژگی های ظاهری

در گام اول نیاز است که دختر و پسر از نظر ظاهری هم دیگر را بپسندند و به اصطلاح به دل هم بنشینند. این تفکر که می گویند ظاهر و قیافه عادی می شود، تفکر غلطی است. واقعیت این است که شما قرار است مدت های طولانی با شخصی که قرار است به عنوان همسر شما انتخاب شود، زندگی کنید و اگر نسبت به ظاهر او کشش و تمایل نداشته باشید، قطعا در برقراری ارتباط مطلوب با او، به مشکل می خورید. البته زشتی و زیبایی ملاک این مسئله نیست و هیچ معیار مشخصی برای اینکه شخصی زشت باشد یا زیبا وجود ندارد، همچنین اینکه، اینکه دیگران در مورد ظاهر او چه می گویند نیز اهمیتی ندارد، مهم این است که شما از ظاهر فرد خوشتان بیاید.

  • اختلاف سنی مناسب

هرچند قانون نوشته شده دقیق و غیر قابل تغییری در این مورد وجود ندارد، ولی داشتن اختلاف سنی زیاد و تفاوت در دوره های رشدی (یعنی یک نفر نوجوان باشد و دیگری جوان، یا یک نفر جوان باشد و دیگری میانسال یا پیر)، می تواند مشکل ساز باشد و جدا از مشکلات در ظاهر، مانع از درک متقابل می شود.

  • اعتقادات مذهبی

اعتقادات مذهبی، ارتباط مستقیمی با سبک زندگی فرد دارد.

این مسئله بسیار مهم است که شما بتوانید در مورد اعتقادات مذهبی فرد مقابل تان اطلاعات کافی کسب کنید. مخصوصا افراد شاغل در نیروی انتظامی، به سبب شرایط شغلی که دارند و با توجه به فیلترهایی که در هنگام استخدام از آن ها رد می شوند، معمولا اعتقادات مذهبی قوی تری دارند و نسبت به برخی مسائل حساس ترند. به همین جهت بسیار مهم است که نه تنها اطلاعات کافی در مورد اعتقادات مذهبی فرد کسب کنید، بلکه این مسئله اهمیت دارد که موضع خودتان هم در این مورد مشخص باشد و اطلاعات کافی، صریح و روشنی در مورد اعتقادات مذهبی تان به فرد مقابل بدهید.

  • فرهنگ خانوادگی

شاید خیلی از افراد به اهمیت فرهنگ خانوادگی توجه نکنند و در بسیاری از موارد با وجود اختلاف فرهنگی زیاد تصمیم به ازدواج به یکدیگر بگیرند. اما نیاز است که بدانید، داشتن سنخیت فرهنگی، از فاکتورهای مهم و اصلی انتخاب همسر است. توجه داشته باشید که در فرهنگ ایران، که استحکام خانواده ها بیشتر است و نقش خانواده ها در روند ازدواج فرزندشان، بسیار پررنگ است، نمی توان اختلافات فرهنگی خانوادگی را نادیده گرفت. بلکه نیاز است که به این مسئله توجه کنیم که ازدواج فقط وصلت دو نفر باهم نیست، بلکه ازدواج، وصلت دو خانواده باهم می باشد. بنابراین بی توجهی به آن می تواند سبب مشکلات زیادی شود.

  • تناسب تحصیلی

مطلوب این است که پسر از نظر شرایط تحصیلی، بالاتر از دختر باشد یا اینکه هر دو در یک سطح باشند، اما گاهی چنین شرایطی حاکم نیست و نمی توان تاکید زیادی روی این مسئله کرد، ولی توجه به این نکته که میزان تفاوت تحصیلی شما و همسرتان خیلی زیاد نباشد، بسیار اهمیت دارد.

ممکن است ازدواج فرد دیپلم با لیسانسه مشکل چندانی ایجاد نکند، اما ازدواج فردی لیسانسه با فردی که تا مقطع ابتدایی بیشتر تحصیل نکرده قطعا مشکل آفرین خواهد شد. نزدیک بودن میزان فهم و دیدگاه افراد نسبت به جامعه و زندگی اهمیت بسیاری دارد. به طور کلی هدف این است که دو نفر، بتوانند هم صحبت خوبی برای هم باشند و تفاوت زیادی از این نظر با یکدیگر، نداشته باشند.

  • سلامت جسمانی

این حق شماست که از سلامت جسمانی فردی که قصد ازدواج با او را دارید مطمئن شوید و البته که شما هم باید، در اینباره صادق باشید. البته آنقدر که صداقت شما و فرد مقابل تان در ارائه اطلاعات در این زمینه اهمیت دارد، بیمار بودن یا نبودن مهم نیست.

منظور این است که هستند افرادی که بیماری های جسمانی مختلفی دارند و در اکثر موارد خود فرد نقشی در ایجاد این بیماری نداشته است.

ما نمی توانیم حق زندگی را از هیچ شخصی بگیریم و بگوییم که فرد بیمار، حق زندگی کردن ندارد ولی هر فردی در هنگام ازدواج نیاز است صادقانه در مورد مشکلات جسمانی خود صحبت کند، مطمئن باشید پنهان کاری نه تنها کمکی به شما نمی کند، بلکه می تواند مشکلات زیادی را در آینده، برای شما ایجاد کند. البته در این بخش، بیشتر، منظور بیماری هایی است که در نگاه اول مشخص نیست و طبیعتا منظور نقص عضو یا بیماری های آشکاری که افراد در نگاه اول متوجه آن می شوند نیست.

ولی در هر حال بیماری از هر نوعی که باشد آشکار یا نا آشکار، شدید یا ضعیف، نیاز است که شخص، اطلاعات کافی را در مورد بیماری اش به فرد مقابل بدهد.

منبع : نکات کلیدی در ازدواج با نیروی انتظامی

بازدید : 558
سه شنبه 4 خرداد 1400 زمان : 15:54

زمانی که زوجین تصمیم می گیرند که صاحب فرزند شوند ممکن است مهمترین دغدغه شان این باشد که از پس هزینه های آن بر بیایند و بتوانند نیازهای مالی فرزندشان را تامین کنند اما ممکن است کمتر کسی به این مسئله توجه کند که آیا از لحاظ روانی آمادگی این را دارند که مسئولیت تربیت کودکی را بر عهده بگیرد و آیا با نحوه تربیت کودک آشنا است یا خیر؟

اما باید بدانیم که کسب مهارت های فرزند پروری و آشنایی با نحوه تربیتی کودک، یکی از مهمترین مواردی است که زوجین قبل از فرزندآوری باید به آن توجه کنند.

شما به عنوان یک والد، قرار است مسئولیت تربیت موجودی را بر عهده بگیرید که چیزی از دنیای بیرونی نمی داند و طبق نظریه رفتارگرایی، مانند لوح سفیدی است که هیچ چیز در آن نوشته نشده است و این شما هستید که قرار است به او کمک کنید تا هویت خود را پیدا کند، شخصیت خود را بسازد و به دنیای بیرونی نگاه کند.

این شما هستید که می توانید به او بفهمانید که دنیا جای قابل اعتمادی است یا اینکه اصلا جای قشنگی نیست و ارزش زندگی کردن ندارد و نمی توان به کسی اعتماد کرد. در واقع این شما هستید که با رفتار خود تاثیر بسیار پررنگی در روند زندگی او در آینده خواهید داشت.

ما در این مقاله قصد داریم که شما را با روش و نحوه تربیتی کودک آشنا کنیم تا با بهره مندی از این مطالب و البته مطالعه بیشتر، از منابع مختلف، بتوانید به بهترین نحو فرزند خود را به درستی تربیت کنید. موارد زیر به شما کمک می کند تا به خوبی کودک خود را تربیت کنید.

شیوه های صحیح تربیت کودکان

  • در دسترس باشید

اولین و مهمترین نکته برای اینکه بتوانید این مسئله را بسنجید که آیا شما آمادگی فرزند آوری را دارید یا خیر، این است که ببینید آیا می توانید به اندازه کافی در دسترس فرزندتان باشید یا خیر؟ و آیا می توانید زمان کافی را به فرزندتان اختصاص دهید یا خیر.

یادتان باشد که بچه به این نیاز دارد که از وجود والد خودش به اندازه کافی بهره ببرد، اگر شما صاحب فرزند شوید و فرزندتان مدام در مهد کودک باشد و بعد از آن مدام نزد پدر بزرگ، مادر بزرگ یا پرستار باشد و چیزی از حضور مادر در زندگی اش نفهمد، باعث می شوید که سبک دلبستگی ناایمن در فرزندتان شکل بگیرد.

البته منظور از حضور والد و سرپرست فقط حضور فیزیکی نیست، بلکه حضور روانی نیز به اندازه حضور فیزیکی و حتی بیشتر نیز اهمیت دارد. برخی از مادران، که با وجود اینکه تمام طول روز را در کنار فرزندشان هستند اما توجه کافی به فرزند خود ندارند و حوصله کافی را برای فرزندشان خرج نمی کنند، همین امر نیز به نوبه خود می تواند آسیب زا باشد.

در مقابل برخی از مادران با وجود شاغل بودن، زمان هایی را که در منزل و در کنار فرزندشان حضور دارند به اندازه کافی برای فرزندشان وقت می گذارند و به او محبت کلامی و رفتاری می کنند و پاسخگوی نیازهای فرزندشان هستند و به نوعی طوری رفتار می کنند که نبودن هایشان را جبران می کنند و همین امر می تواند مانع از شکل گیری دلبستگی ناایمن و بروز آسیب در کودک شود. بنابراین در دسترس بودن و پاسخگویی سریع به نیاز های روانی، عاطفی و جسمی کودک، به خصوص در سالهای اولیه زندگی بسیار اهمیت دارد و اگر چنین رفتار نکنید می توانید باعث دید منفی و عدم اعتماد به دنیای بیرونی در ذهن کودکتان شوید.

نحوه تربیت کودک

  • الگوی خوبی برای فرزندتان باشید

قبل از اینکه بخواهید اصول تربیتی را روی فرزندتان پیاده کنید، نیاز است که به رفتارتان توجه کنید. اگر می خواهید فرزندی خوب تربیت کنید در ابتدا نیاز است که خودتان از اصول اخلاقی به درستی پیروی کنید.

شما نمی توانید فردی پرخاشگر باشید اما از فرزندتان انتظار داشته باشید صبور و آرام باشد، چون کودکان آن چیزی را که می بینند یاد می گیرند و کسی که بیشترین تعامل را با کودک دارد و کودک بیشترین مشاهدات رفتاری و تاثیر پذیری را از او دارد والد کودک است، بنابراین به رفتار خودتان توجه بسیار داشته باشید.

اگر فانتزی ذهنیتان این است که کودکی شاد داشته باشید، باید خودتان سعی کنید محیط شاد را برای فرزندتان فراهم کنید، اگر دلتان می خواهد فرزند منظمی داشته باشید، در درجه اول خودتان باید فرد منظمی باشید.

در مورد آموزش دیگر رفتارها نیز چنین است، به همین دلیل قبل از بچه دار شدن سعی کنید کمی خودتان را واکاوی کنید و اگر که فکر می کنید مشکلی در رفتار و شخصیتتان دارید که می تواند در تربیت کودک، اختلال ایجاد کند، در ابتدا برای رفع آن مشکل تلاش کنید و بعد اقدام به بچه دار شدن کنید.

یادتان باشد شما در برابر فرزندتان مسئولید، به همین دلیل این امر بسیار اهمیت دارد که بتوانید به درستی با او برخورد کنید و در بکارگیری روش های تربیتی درست توانمند باشید.

  • در برخورد با کودک و وضع قوانین ثبات داشته باشید

ثبات داشتن در امر تربیتی کودک اهمیت زیادی دارد. برخی از والدین هم در محبت کردن به کودکانشان و هم در وضع قوانین داشتن ثبات کافی را رعایت نمی کنند. مثلا پیش می آید که در برخی از زمان ها فرزندشان را غرق در محبت می کنند و توجه زیادی به او می کنند، در مقابل در برخی شرایط دیگر کاملا بی حوصله می شوند و توجهی به فرزند خود نمی کنند یا روش های تنبیهی سختی را اعمال می کنند، این کار باعث می شود که کودک در آنالیز رفتارهای والد خود دچار تناقض شود و نتواند تعبیر درستی از شرایط داشته باشد. این امر احتمال ابتلای افراد به اختلال دو قطبی را زیاد می کند.

همچنین با بزرگتر شدن کودک، والدین سعی می کنند قوانینی را در مورد امور خانه و رفتارهای کودک وضع کنند. یادتان باشد که هر قانونی را که برای کودک تعیین می کنید باید نسبت به آن پایبند باشید.

مثلا اگر که زمان خواب کودک را ساعت 9 شب تعیین کرده اید، باید نسبت به اجرای این قانون محکم باشید و مدام در مقابل کودک کوتاه نیایید، این کار باعث می شود کودک قوانین را جدی نگیرد و به دیگر توصیه های شما نیز توجه کافی را نداشته باشد، البته انعطاف پذیری نیز امر بسیار مهمی است و نباید اینطور باشید که تحت هیچ شرایطی حاضر نباشید کوتاه بیایید، مثلا ممکن است یک روز در هفته پیش بیاید که شما مهمان باشید یا مهمان داشته باشید و روز بعد نیز، روز تعطیل باشد، در چنین شرایطی با یادآوری به کودک که امشب استثنا است می توانید به کودک اجازه دهید تا مدت زمان بیشتری را بیدار بماند.

دقت داشته باشید که برای آموزش مواردی مثل ساعت خواب، بهتر است از ابتدای دوران کودکی، سعی کنید خودتان زمان خواب منظمی داشته باشید تا بتوانید این الگوی خواب را در فرزندتان ایجاد کنید. اگر که شما و همسرتان همیشه تا دیروقت بیدار باشید، طبیعتا نمی توانید از فرزندتان انتظار داشته باشید که زود خوابیدن را یاد بگیرد.

  • از روش های تشویقی و تنبیهی به درستی استفاده کنید

کودک همانقدر که به تشویق نیاز دارد به تنبیه نیز نیاز دارد. ما با تشویق کردن می توانیم کودک را به کارهای خوب ترغیب کنیم و کارهای خوب را در کودک تقویت و پایدار کنیم، با تنبیه نیز می توانیم رفتارهای نادرست کودک را حذف کنیم. بنابراین استفاده از تنبیه و تشویق در اصول تربیتی کودک نقش مهمی دارد. اما دقت کنید که تشویق و تنبیه هر کدام دارای قواعد و اصولی هستند و نیاز است که شما با آگاهی از این اصول، آن ها را در شیوه تربیتی کودک به کار بگیرید.

تشویق و تنبیه هر کدام به دو بخش تقسیم می شوند:

  1. تشویق مثبت، تشویق منفی
  2. تنبیه مثبت، تنبیه منفی

پسوند مثبت و منفی به معنای خوب یا بد بودن آن ها نیست، بلکه به ارائه یا عدم ارائه محرک به کودک بستگی دارد. در ادامه آن ها را مفصل توضیح می دهیم تا بیشتر به آن ها آشنا شوید.

  • تشویق مثبت و تشویق منفی

همانطور که گفتیم هدف از تشویق (مثبت و منفی)، افزایش رفتارهای مثبت در کودک است، ما از طریق تشویق می توانیم به کودک رفتارهای درست را بیاموزیم و آن ها را در کودک تثبیت کنیم.

اگر شما به کودک خود قول دهید که در صورت مرتب کردن اتاقش او را به پارک می برید یا برایش چیزی می خرید از تشویق مثبت استفاده کرده اید. یعنی یک چیز خوشایند را در قبال یک رفتار درست به کودک خود ارائه داده اید (تشویق مثبت= ارائه محرک خوشایند در صورت انجام رفتار مناسب).

اما اگر که در قبال کار خوب کودک چیزی به او ارائه ندهید ولی به جای آن محرک آزاردهنده ای را حذف کنید از تشویق منفی استفاده کرده اید. مثلا فرض کنید که کودک شما مدام در حال غر زدن به کودک خود هستید که چرا اتاقش را تمیز نمی کند، کودک متوجه می شود که با تمیز کردن اتاقش غر زدن های شما قطع می شود در اینصورت برای اجتناب از محرک ناخوشایند (غر زدن های مادر)، اتاقش را تمیز می کند.

مثالی دیگر اینکه به کودک خود بگویید که برنامه غذایی امروزمان غذایی بود که مورد علاقه ات نبود، اما حالا که اتاقت را تمیز کردی تصمیم دارم امروز،آن غذا را درست نکنم (تشویق منفی = حذف محرک ناخوشایند برای افزایش رفتار درست در کودک).

  • تنبیه مثبت و منفی

تنبیه مثبت به این معنی است که شما برای اینکه رفتار نامطلوبی را در فرزندتان حذف کنید، یک محرک ناخوشایند را در صورت انجام کار نامطلوب در کودک به او ارائه می دهید. منطق این روش تنبیهی این است که وقتی کار نادرست با پیامد نامطلوب همراه شود به مرور آن رفتار حذف می شود.

مثلا به کودک خود می گویید به خاطر بی اهمیت بودنت نسبت به تمیز بودن اتاقت و به دلیل جمع نکردن وسایلت مجبور هستی که به مدت 5 دقیقه روی صندلی بشینی و از جابت تکان نخوری (البته این زمان نسبت به سن کودک متغیر است، برای کودکان کوچکتر از 5 سال، زمان نشستن روی صندلی باید کمتر در نظر گرفته شود. همچنین دقت کنید که صندلی ای که برای تنبیه در نظر می گیرید تا حد امکان باید در جایی قرار بگیرد که هیچ وسیله سرگرم کننده و محرک خوشایندی وجود نداشته باشد).

کتک زدن کودک و پرخاشگری کلامی نیز نوعی تنبیه مثبت است (ارائه محرک ناخوشایند در جهت حذف رفتار منفی)، اما این روش، روشی کاملا غلط است و به هیچ عنوان توصیه نمی شود. کتک زدن تنها باعث ایجاد اضطراب و استرس در کودک می شود و ممکن است رفتار نادرست را فقط به صورت موقتی در کودک حذف کند، اما حتی در صورت حذف همیشگی رفتار نامطلوب، به دلیل آسیب هایی که در اثر کتک زدن، به سلامت روان کودک وارد می کند، روش کاملا نادرستی است و والدین باید تا حد امکان از آن خودداری کنند.

اما تنبیه منفی، بهترین نوع تنبیه است و می تواند در روش تربیتی کودک بسیار موثر باشد.

منبع : 11 نکته در مورد تربیت کودک که کسی به شما نمی گوید

بازدید : 1786
جمعه 31 ارديبهشت 1400 زمان : 13:12


سن تربیت کودک، از چه سنی کودک را تربیت کنیم؟

آیا سن تربیتی کودک مربوط به دوره خاصی می باشد؟ همه پدر و مادر ها دوست دارند تا فرزند آن ها به بهترین شکل تربیت شوند و از همان روزهای ابتدای زندگی کودک سعی می کنند تا به بهترین نحوه به کوک برخورد کنند، تا فرزندشان را به خوبی پرورش داده و تربیت کنند.

اما بسیاری از والدین نمی دانند تا در چه سنی چه رفتاری با کودکشان داشته باشند هنگامی که والدین آگاهی لازم در مورد سن تربیت کودک و چگونگی آن به دست آوردند می توانند رفتاری متناسب با درک کودک ارائه دهند.

در این مقاله سن تربیت کودک و رفتار های متناسب در هر دوره از رشد مورد بررسی قرار گرفته است، با مطالعه این مقاله می توانید این اطلاعات را کسب کرده و هم چنین می توانید از مشاور و روانشناس کمک بگیرید تا با توجه به این موضوع راهنمایی های لازم را برای شما انجام دهد.

بهترین زمان و سن تربیت کودک

به طور کلی یادگیری کودک سن خاصی ندارد و نمی توان تربیت کودک را به سن خاص و دقیقی اختصاص داد، در واقع از همان ابتدای زندگی کودک والدین بر روی رفتار او اثر می گذارند.

به عنوان مثال انجام دادن رفتار های ساده ای مثل بغل کردن کودک، نگاه کردن، حرف زدن و بوسیدن او در سنین پایین و پاسخ به نیازهای جسمی و عاطفی او در همان اوایل زندگی بر شکل دهی شخصیت، عاطفه و رفتار های بعدی فرزندتان تاثیر می گذارد، همچنین بر اساس پژوهش های انجام شده صحبت با کودک پیش از تولد همراه با موسیقی، تغذیه مناسب، دور بودن از استرس و اضطراب کودک تاثیر می گذارد.

با این وجود تربیت مستقیم کودک در سنی آغاز می شود که او قدرت درک و پاسخ کلامی داشته باشد، این مقاله با توجه به دوره های حساس و مهم رشد و نیاز های مختص هر دوره با توجه به سن تربیت آن دوره تقسیم بندی شده است، در این مقاله با هر بخش و نکات تربیتی مربوط به آن بخش آشنا خواهید شد.

تربیت کودک زیر یکسال

در سنین زیر یک سال ارتباط شما با کودک تان باید بسیار زیاد باشد و فرزندتان باید احساس آرامش و امنیت در کنار شما داشته باشد تا در آینده بتواند شخصیتی مستقل برای خود ایجاد کند. در ماه های ابتدایی تولد، شما می توانید توانایی ذهنی کودک را افزایش دهید و محیط اطراف کودک را با توجه به وسایلی که برای او جذابیت و تنوع دارد غنی سازید و در کنار آن در آغوش کشیدن، لبخند زدن به او و بازی کردن را فراموش نکنید و سعی کنید به کودک حس آرامش و امنیت بدهید زیرا تلاش های شما در این سن به افزایش بهداشت جسمی و روانی کودک منجر خواهد شود.

سن تربیت کودک، تربیت در ۱۸ ماهگی

در این سن کودک دستورات ساده را درک می کند اما به طور کامل نمی تواند دستورات پیچیده تر را درک کند، در این سن دستوراتی که والدین به کودک می دهند باید خیلی ساده، مشخص و با اشاره حرکت دست باشد، دستورات باید در همان لحظه بوده و برای این که رفتار درست را به کودک بگویید باید در همان لحظه دستور را تکرار کنید.

انتظار نداشته باشد کودک حرف های شما را مدت ها در ذهنش نگه دارد و دوباره آن را اجرا کند.

سن تربیت کودک، تربیت در ۲ تا ۳ سالگی

در این سن کودک شروع به حرف زدن می کند و رشد کلامی او روز به روز افزایش یافته و به همین دلیل باید قوانین و چهارچوب های مشخصی را برای کودک تعیین کرد.

نکته ای که در تربیت کودک در سن ۲ تا ۳ سالگی وجود دارد این است که به طور قابل ملاحظه ای در کودک رفتار های لجوجانه و بهانه گیری نشان داده می شود زیرا در این سن او یاد می گیرد تا شخصیت مستقلی پیدا کند و به همین دلیل در تحول استقلال خود از کلماتی مانند نه، نمی خوام، مال خودمه و غیره زیاد استفاده می کند.

به اصطلاح می گویند کودک در سن (نه) قرار دارد والدین باید سعی کنند در این سن نسبت به رفتار لجبازانه کودک صبر و حوصله داشته باشند و این نکته را در نظر بگیرید که واکنش های افراطی و تنبیه بدنی نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه لجبازی کودک را بیشتر می کند.

والدین باید برای کودک قوانین ساده و مشخصی را قرار دهند و زمانی که کودک مقاومت کرد از واکنش های افراطی و خشن استفاده نکنند و بیشتر به رفتار های خوب و مثبت کودک توجه داشته باشند و او را تحسین و تشویق کنند، این کارها باعث می شود تا مقاومت کودک کمتر شود و تمایلش به اطاعت و پیروی کردن افزایش یابد.

برخورد با خساست و پرخاشگری کودک در سنین ۲ تا ۳ سال

در این سن کودک نسبت به وسایل خود بسیار حساسیت نشان می دهد و احساس مالکیت زیادی نسبت به آن ها دارد و وسایلی مثل اسباب بازی ها، وسایلش و افراد مهم زندگی خیلی حساس می شود و در واقع هر چیزی که کودک مالک آن می باشد با هویت او پیوند خورده است.

به عبارتی زمانی که وسایل را از کودک می گیرید حس می کند که هویتش از او گرفته شده است، اگر فرزندتان واکنش هایی مانند خشم و عصبانی از خود نشان داد تعجب نکنید، خساست یا پرخاشگری کودک در این سن صفاتی است که مخصوص این سن می باشد مگر آن که بیش از حد و افراطی و غیر قابل کنترل شود.

شما در این هنگام باید سعی کنید خودتان را کنترل کنید وبه صورت افراطی و با عصبانیت به او واکنش نشان ندهید و سعی کنید با او کنار بیایید و رفتار درست و روشن و واضحی از او بخواهید و به احساس مالکیت او احترام بگذارید و به او قدرت انتخاب بیشتری بدهید.

سن تربیت کودک، ۳ تا ۴ سالگی

در این سن لجبازی کودکان کم تر می شود و مقاومت آن ها نسبت به دستورات و قوانین کم می شود، آن ها در این سن بیشتر دوست دارند توسط بزرگسالان مورد تایید قرار گیرند و به اصطلاح دختر خوب یا پسر خوبی باشند.

کودکان در این سن قدرت درک صحبت ها و توانایی مکالمه پیچیده تر را دارند با توجه به این که در این سن بیشتر به دیگران توجه می کنند اما با این وجود هنوز حس خود محوری در آن ها وجود دارد.

آن ها نمی توانند مسائل را از زاویه دید دیگران ببینند و باید قوانین را خیلی روشن برای آن ها بیان کنید و مسائل را به صورت ساده و طوری که زاویه دید آن ها قابل درک می باشد برای آن ها توضیح دهید، در این سن باید در مورد تاثیر کارشان و احساسی که در دیگران به وجود می آورد توضیحات بیشتری بدهید برای مثال اگر دم گربه را بکشی خیلی دردش می گیرد.

این توضیحات بر روی پروش هوش هیجانی کودک تاثیر بسیاری می گذارد و کمک زیادی به فرزند می کند، در این سن توجه دیگران به کودک بسیار برای کودک مهم می باشد و شما تا می توانید رفتاری مثبت نشان دهید و کودک را تحسین کرده و به او پاداش دهید.

منبع : سن تربیت کودک

بازدید : 1119
جمعه 31 ارديبهشت 1400 زمان : 13:09

ازدواج یک تصمیم مهم در زندگی هر انسانی است که به طرق و اشکال مختلف صورت می گیرد. ازدواج فامیلی یکی از اشکال ازدواج است که برخی از خانواده ها تاکید زیادی روی این مسئله دارند که ازدواج فامیلی باید صورت بگیرد.

یکی از ملاک هایی که برای ازدواج در نظر گرفته شده است و روانشناسان تاکید زیادی بر روی آن می کنند، شباهت های فرهنگی و کم بودن فاصله طبقاتی بین زوجین است و زمانی که دو فرد از دو فرهنگ مختلف تصمیم به ازدواج با یکدیگر می گیرند، این نگرانی وجود دارد که اختلاف فرهنگی و عدم آشنایی با فرهنگ های یکدیگر، باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی بین آن ها شود. در مقابل چنین ازدواجی، یعنی ازدواج با فرد غریبه و فرد متفاوت با فرهنگ خانودگی، ازدواج فامیلی وجود دارد.

خانواده ها و ازدواج فامیلی

ازدواج فامیلی ازدواجی است که زوجین جد یا نیای مشترک با یکدیگر داشته باشند. ازدواج دختر عمو- پسر عمو، دختر خاله – پسرخاله، دختر دایی – پسر عمه، پسر دایی – دختر عمه، از این دست از ازدواج ها هستند.

پیشنهاد مشاور:مدت زمان آشنایی قبل ازدواج

البته ازدواج فامیلی فقط محدود به این موارد نمی شود و اشکال مختلف دارد و همانطور که ذکر شد وجود جد یا نیای مشترک است که ازدواج فامیلی را نشان می دهد.

در ازدواج فامیلی به این دلیل که نگرانی در مورد اختلاف فرهنگی وجود ندارد، ممکن است اینطور تصور شود که این نوع ازدواج، می تواند یک ازدواج موفق و تمام عیار باشد.

همچنین افرادی که تاکید زیادی بر ازدواج فامیلی دارند، می گویند که ما ترجیح می دهیم با خانواده و فردی وصلت کنیم که به اندازه کافی نسبت به او شناخت داریم و همین امر می تواند باعث مقاومت شدید فرد نسبت به وصلت با غریبه ها باشد.

طبیعی است که گاهی اوقات خانواده هایی با این تفکر، با ازدواج فرزندشان با افراد غریبه مخالفت می کنند و اگر دختر یا پسرشان قصد داشته باشند با فردی غریبه ازدواج کنند، بدون بررسی شرایط و ارائه دلایل منطقی، با فرزندانشان مخالفت می کنند و حاضر به چنین وصلتی نمی شوند و حتی در صورت رضایت با اکراه به این نوع ازدواج راضی می شوند.

ازدواج فامیلی

در مقابل برخی دیگر هستند که به این نوع ازدواج (ازدواج فامیلی)، دید کاملا منفی دارند و معتقدند که ازدواج فامیلی می تواند تبعات جبران ناپذیری از جمله اختلالات ژنتیک و معلولیت فرزندان و همچنین ایجاد مشکل و تفرقه بین فامیل را در پی داشته باشد. در این صورت است که اگر در خانواده ای با دختر عمو و پسر عمویی یا دختر دایی و پسر عمه ای به یکدیگر علاقه مند شوند، ممکن است با مخالفت شدید خانواده شان مواجه شوند و برای ازدواج با هم راه سختی را پیش رو داشته باشند.

اما سوال اینجاست که دیدگاه و تفکر کدامیک درست است؟

آیا ازدواج فامیلی سراسر مزیت است یا اینکه حقیقتا معایب جبران ناپذیری دارد؟

آیا در ایران نیز بهتر است که مانند برخی از جوامع از جمله تاجیکستان به طور کل، ازدواج فامیلی را منع کنند یا طبق رسوم افراد بختیاری، این ازدواج را بیشتر مرسوم کنند و به این جمله که عقد پسرعمو – دختر عمو را در آسمان ها بسته اند اعتماد کنند؟ به راستی کدامیک بهتر است؟

طبیعتا داشتن دیدگاه سیاه و سفید در هیچ موردی درست نیست. اینکه ما مطلقا یک چیز را سیاه ببینیم و آن را کاملا بد بدانیم یا یک چیز را کاملا خوب و بدون عیب بدانیم، می تواند منجر به دیدگاه متعصبانه و به دور از منطق در ما شود.

مانند دیگر موارد، ازدواج فامیلی نیز مزایا و معایب مخصوص به خود را دارد و اگر با مزیت ها و معایب آن آشنا باشیم و آگاهانه رفتار کنیم می توانیم به درستی در اینباره تصمیم گیری کنیم.

مزایای ازدواج فامیلی

  • تناسب میان خانواده ها

یکی از مهمترین مزایای ازدواج فامیلی تناسب میان خانواده ها است. تناسب در فرهنگ، رسومات خانوادگی و احتمالا تناسب در طبقه اجتماعی می تواند یکی از مزیت های ازدواج فامیلی باشد که این امر می تواند مشکلات ناشی از تفاوت فرهنگی را به حداقل برساند. در نتیجه این تناسب نیز، ثبات زناشویی بین زوجین بیشتر خواهد بود.

  • شناخت

زمانی که دو فرد غریبه تصمیم به ازدواج با یکدیگر می گیرند، نیازمند مدت زمان زیادی هستند تا بتوانند به شناخت مطلوبی نسبت به هم و خانواده های یکدیگر پیدا کنند. در ازدواج با افراد غریبه گاهی پی بردن به سابقه خانوادگی فرد که ممکن است بر زندگی آینده زوجین تاثیر داشته باشد دشوار است، اما در ازدواج فامیلی چنین مشکلی وجود ندارد و خانواده ها یکدیگر را به خوبی می شناسند.

  • انتقال ارزش های فرهنگی خانواده ها

این مسئله برای خانواده هایی مزیت حساب می شود که اهمیت زیادی به انتقال ارزش های خانوادگی به نسل های بعدشان می دهند. ازدواج فامیلی می تواند سبب محقق شدن این فرایند، یعنی انتقال و حفظ ارزش های خانوادگی به نسل های بعد شود. همچنین برخی معتقدند که ازدواج فامیلی می تواند سبب شود که اموال و دارایی ها، درون خانواده حفظ شود و به نسل های بعد انتقال یابد.

  • مذاکرات و گفت و گوی راحت تر و توافق بیشتر

گفت و گو در مورد میزان مهریه، جهیزیه، هزینه های عروسی و غیره از جمله مواردی هستند که در جلسات خواستگاری به آن ها پرداخته می شود.

این اتفاق بسیار شایع است که به دلیل تفاوت در رسومات و عرف خانوادگی و فرهنگی، به توافق رسیدن سر این مسائل بسیار دشوار باشد و حتی سبب ایجاد اختلاف و دلخوری هایی شود. ولی در ازدواج فامیلی توافق بر سر این مسائل بسیار راحت تر اتفاق می افتد و خانواده ها حرف همدیگر را بهتر می فهمند و سریع تر و با چالش کمتری به توافق می رسند و همین امر می تواند باعث پیشگیری از بروز بسیاری از مشکلات شود.

معایب ازدواج فامیلی

  • ایجاد بیماری های ژنتیکی در فرزندان

یکی از مهمترین معایب ازدواج فامیلی، ایجاد بیماری های ژنتیکی در فرزندان است و هرچقدر این نسبت خویشاوندی نزدیک تر باشد احتمال بروز بیماری های ژنتیکی بیشتر است. در واقع همین موضوع است که باعث شده است برخی از ایالت ها این ازدواج را به طور کلی منع و غیر قانونی اعلام کنند.

وجود نقایص و اختلالات مادرزادی در این نوع از ازدواج بیشتر از دیگر ازدواج ها است و حتی اگر این نقایص ژنتیکی در فرزندان بروز پیدا نکنند در نسل های بعد احتمال بروز معلولیت وجود دارد.

  • دخالت و نقش بیشتر خانواده ها در زندگی زوجین

در این نوع ازدواج ها، دخالت خانواده ها در روند زندگی زوجین بیشتر است و می توان گفت که خانواده ها نقش پررنگ تری را ایفا می کنند. گاهی این دخالت ها از خانواده های دو طرف گسترده تر و فراتر می شود و حتی به کل اعضای فامیل کشیده می شود و همین امر می تواند سبب درماندگی زوجین شود.

منبع : نکاتی که باید در مورد ازدواج فامیلی بدانید

بازدید : 4229
شنبه 28 فروردين 1400 زمان : 19:11

آیا در مورد روش های درمان ترس از تاریکی کودکان اطلاعاتی دارید؟ ترس از تاریکی در کودکان یکی از رایج ترین انواع فوبیا در میان کودکان می باشد که به میزان کم در دوره ای از رشد به وجود می آید و گذرا است. البته گاهی اوقات این ترس بیش از حد شده است و دردسر های بسیاری برای خانواده ایجاد می کند.

در واقع این ترس باعث می شود تا اختلالات اضطرابی و استرس در کودکان به وجود آید و موجب ابتلای کودکان به فوبیای دیگری می شود، والدین باید روش هایی که به درمان به این ترس کمک می کند را یاد بگیرند تا به کودکشان کمک کنند با این مسئله به راحتی کنار بیاید. خانواده ها به هیچ عنوان نباید این موضوع را بی اهمیت و پیش پا افتاده تلقی کنند.

برای این که در این زمینه اطلاعاتی کسب کنید به مطالعه مقاله بپردازید، والدین هم چنین می توانند برای درمان این مشکل به مشاوره کودک مراجعه کنند تا مشاور در درمان به آن ها کمک کند، راهکار های آن ها تاثیرات بسیاری در درمان ترس از تاریکی کودکان دارد.

ترس از تاریکی در کودکان

برخی از کودکان در دوره ای از رشدشان از تنها ماندن در تاریکی می ترسند و هنگام خواب در محیط های تاریک دچار ترس و اضطراب می شوند و معمولا مقاومت بسیاری برای ماندن در این موقعیت از خودشان نشان می دهند.

در صورتی که ترس از تاریکی بسیار زیاد باشد به آن فوبیای تاریکی می گویند که معمولا در محدوده سنی 2 تا 6 سالگی به وجود می آِید و بعد از آن سن به تدریج کم شده و از بین می رود.

پیشنهاد مشاور: علت ترس از تاریکی یا ترس از شب

درمان ترس از تاریکی در کودکان، شناسایی دلایل ترس

ترس از تاریکی در کودکان به دلایل مختلفی روی می دهد که بهتر است این دلایل شناسایی شود تا بتوان با رفع آن در جهت بهبود ترس از تاریکی فرزندان اقدامات لازم را انجام داد، برخی از این دلایل ترس از تاریکی عبارت اند از :

  • نوع تفکر کودک
  • جو هیجانی خانواده
  • نحوه رفتار و تعامل والدین با فرزندان

ترس از تاریکی به دلیل تخیل بالا در کودکان

ذهن کودکان به خصوص در سنین دبستان از تخیل بالایی برخوردار است، زیرا ذهن آن ها دارای چارچوب منطقی و عینی نیست و به طور کامل شکل نگرفته است، در این سن کودکان تصوراتی برای خود به وجود می آورند که لزوما واقع بینانه نمی باشد مثلا تصوراتی از وجود هیولا و غول دارند که بیشتر به خاطر دیدن فیلم ها، کارتون ها و شنیدن داستان ها می باشد که بر روی ذهن کودک تاثیر می گذارد و باعث به وجود آمدن این تصورات می شود.

آن ها در شب فرصت بیشتری برای فکر کردن به این تصورات دارند و به همین دلیل احتمال دارد شب و تاریکی ترس بسیاری برای آن ها به وجود آورد و این ترس ها باعث می شود تا در طول شبانه و به صورت مکرر کابوس هایی را ببینند.

ارتباط تنش در خانواده و ترس از تاریکی کودکان

کودکان ظرفیت کمتری در برابر فشار و استرس دارند و اگر دچار استرس زیاد شوند به بیماری های جسمانی آسیب پذیری گرفتار خواهند شد و هم چنین احتمالا بروز اختلالات روحی به خصوص اختلالات اضطرابی برای آن ها افزایش می یابد، به همین دلیل وجود تنش هایی در خانواده مانند دعوای والدین یا بدرفتاری با کودک زمینه ساز شکل گیری ترس های افراطی شود که ترس از تاریکی نمونه شایع از آن ها می باشد.

کاهش و درمان ترس از تاریکی کودکان

وابستگی زیاد به والدین

کودکانی که در سنین پایین وابستگی زیادی به والدین خود دارند جدایی از والدین ممکن است برای آن ها تغیر بزرگی به شمار بیاید، کودکی که بیش از حد تحت مراقبت و حمایت پدر و مادر قرار دارند در تنهایی احساس استرس، اضطراب و درماندگی می کند، والدین می توانند با در نظر گرفتن روش های مناسب و ایجاد دلبستگی ایمن میزان وابستگی کودکشان را کم کنند.

راهکارهایی برای درمان ترس از تاریکی کودکان

در این مقاله چند راهکار که والدین می توانند به وسیله آن والدین می توانند فوبیای تاریکی کودکشان را درمان کنند را بیان می کنیم.

صحبت کردن در مورد ترس از تاریکی کودکان

والدین باید در مورد ترس کودکشان با او صحبت کنند و از او بخواهند تا برای آن ها تعریف کند چه چیز هایی او را می ترساند و دقیقا در ذهنش از چه چیزی می ترسد، صحبت در مورد ترس و اضطراب با کودک تا حد زیادی او را آرام می کند و باعث می شود تا علت ترس خود را بشناسد و برای درمان آن مشکل اقداماتی انجام گیرد.

اگر کودک دلیل ترس خود را بیان نمی کند بهتر است از مشاوره کودک یا بازی درمانی استفاده شود. والدین به هیچ عنوان نباید کودک خود را تحت فشار قرار دهند.

همدلی با احساس ترس از تاریکی کودکان

والدین بهتر است که احساس ترس کودک شان را درک کنند و آن را بپذیرند، و هم چنین در مورد احساس کودک با او صحبت کنند و به او نشان دهند که حس او را به خوبی درک می کنند و در کنارش هستند.

والدین نباید کودک را سرزنش کنند و یا احساسات او را بی ارزش تلقی کنند و از گفتن جملاتی مثل "ترس نداره"" بزرگ شدی نباید بترسی " باید خودداری کنند زیرا این جملات نه تنها تاثیر مثبتی ندارد بلکه کودک در مدیریت استرس و احساسش دچار مشکلات بیشتری می کند.

اگر کودک را درک کنید راحت تر با شما ارتباط برقرار می کند، می توانید از او بپرسید که چه چیزی ترس او را کاهش می دهد.

رهایی از ترس از تاریکی با اطمینان دادن به کودکان

والد می تواند مدتی در کنار کودک باشد و او را آرام کند و به او این اطمینان را بدهد که هر وقت به مادرش نیاز داشته باشد او در کنارش است و از او حمایت می کند، هم چنین پدر و مادر می توانند چراغ را برای مدتی روشن کرده و جاهای مختلف اتاق را به فرزندشان نشان دهند و به او این اطمینان را بدهند که هیچ دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد و علاوه بر این به کودک توضیح دهند که نور تاثیری بر حضور اشیا نمی گذارد.

ترس از تاریکی کودکان و استفاده از یک وسیله ایمنی بخش

برای درمان ترس از تاریکی می توان از یک وسیله کمک گرفت و کودک را توسط آن آرام کرد به عنوان مثال وسایلی که برای کودک آرام بخش است و او به آن ها علاقه خاصی دارد مانند پتو خاص، عروسک خاص، غیره می تواند استفاده کند و در موقع خوابیدن با آن ها آرام شود و احساس ایمنی بیشتری داشته باشد.

ممکن است کودک بخواهد پیش شما بخوابد ولی شما نباید اجازه دهید که قوانین خانه شکسته شود و کودک باید در جای خود بخوابد. اما می توانید کمی در اتاق او بمانید تا احساس آرامش بیش تری پیدا کند.

مقابله به اجتناب کودک از تاریکی

معمولا هر گونه ترسی که به وجود می آید، فرد سعی می کند تا از موقعیت ترسناک دوری کند این دوری کردن در همان لحظه اضطراب را کم می کند، اما در طولانی مدت باعث می شود تا ترس تقویت شود به همین دلیل باید به کودک کمک شود تا به تدریج با ترسش مقابله کند.

والدین بعد از آرام کردن کودک و اطمینان دادن به او، از کودک بخواهد تا در اتاقش بماند تا به تدریج ترسش کم شود، کودک احتمال دارد هر شب از اتاقش بیرون بیاید و تمایل داشته باشد در کنار مادرش بخواهد و پافشاری می کند که در اتاقش نماند، اگر والدین به او اجازه بدهند که پیش آن ها بخوابد ترس کودک بیشتر خواهد شد و ادامه پیدا می کند.

بنابراین باید بعد از آرام کردن و اطمینان دادن به او از کودک بخواهید که در اتاقش باشد و با موقعیت رو به رو شود این کار باید با مهربانی و آرامش و ملایمت انجام شود تا به کودک آسیبی وارد نشود.

ترس از تاریکی کودکان، مشاوره با متخصص

ترس از تاریکی کودک تا حد طبیعی می باشد و در سن خاصی اتفاق می افتد و گذرا است و با راهکارهای ساده به خوبی می توان با این ترس مقابله کرد اما گاهی اوقات ترس از تاریکی بیش از اندازه است و برای کودک و خانواده مشکلاتی را به وجود می آورد در این زمان بهتر است با متخصص در این زمینه مثل روانشناس بالینی مشورت کرده تا او اقدامات لازم برای درمان حرفه ای را انجام دهد.

نقش فیلم ترسناک در ترس از تاریکی

تحقیقاتی که در زمینه ترس از تاریکی و ترس از خواب انجام شده است نشان داده است که ترس از تاریکی ارتباط مستقیمی با مشاهده فیلم های ترسناک یا شنیدن داستان های ترسناک دارد.

بسیاری از خواهر ها یا برادرهای بزرگ تر ممکن است به صورت غیرمستقیم باعث ایجاد این ترس در کودک شوند. بنابراین به والدین توصیه می شود تا به این مورد توجه زیادی داشته باشد و سعی کند که محیط امن و سالمی را در خانه ایجاد کند.

حتی یک خبر که به نظر بزرگسالان وحشتناک نیست نیز می تواند بر سلامت روحی کودکان تاثیر بگذارد.

منبع : راهکارهای درمان ترس از تاریکی در کودکان

بازدید : 1898
سه شنبه 24 فروردين 1400 زمان : 21:40

با کمی تمرین می توان متوجه دروغ دیگران شد زیرا هیچ فردی نیست که بتواند بدون بروز نشانه دروغ بگوید، اگر قصد دارید متوجه دروغگویی همسر خود شوید این مقاله و تست دروغگویی که در ادامه ذکر شده است را از دست ندهید.

دلایل دروغگویی

ما انسان ها اغلب به دو دلیل دروغ می گوییم:

  • از رنج یا درد دیگران جلوگیری کنیم
  • سود یا منفعتی ببریم

اکثر افراد هنگام دروغگویی احساس پشیمانی، گناه و ناراحتی دارند و به سختی می توانند این احساسات را پنهان کنند مخصوصا اگر به یکی از نزدیکان خود دروغ بگویند، اگر فردی که به او دروغ می گویید از لحاظ عاطفی و احساسی به شما نزدیک تر باشد کار شما بسیار سخت تر می شود و بیش تر درگیر عذاب وجدان می شوید.

برای دقت بیش تر و آشنایی بهتر با افراد دروغگو بهتر است مقالاتی در مورد زبان بدن بخوانید و به این علم آشنا شوید.

متاسفانه راه صد در صدی برای تشخیص دروغ وجود ندارد ولی همان طور که گفته شد حتی دروغگویان حرفه ای نیز نشانه هایی دارند که به وسیله آن می توانید آن ها را شناسایی کنید، در هنگام پاسخ به این تست ها افرادی که دروغگو حرفه ای هستند اضطراب کمی دارند و برعکس افراد صادق استرس و اضطراب بیش تری دارند.

پیشنهاد مشاور: مقابله با دروغگویی همسر

به پاسخ سوالات زیر به عنوان یک سرنخ نگاه کنید این سوالات به شما کمک می کنند تا در آینده بهتر بتوانید متوجه دروغ های همسر خود بشوید و آن ها را شناسایی کنید.

به پرسش های قسمت اول تنها آقایان و به پرسش های سری دوم ها خانم ها پاسخ دهند، جمله هایی را علامت بزنید که بیش تر به رفتارهای همسر شما نزدیک است و همسرتان را در آن موقعیت ها توصیف می کند، حتی می تواند برای برخی از سوالات هیچ کدام را علامت نزنید و برای برخی از سوالات هردو گزینه ای که فکر می کنید نزدیک به رفتار همسرتان است را انتخاب کنید.

تست دروغگویی، فریبکاری و کلاهبرداری همسر

بخش اول

تنها آقایان به سوالات زیر پاسخ دهند:

  • هنگامی که درب جاکفشی را باز می کنید متوجه می شوید که کفش های همسرتان بیش تر جاکفشی را پر کرده است سپس چشم های تان به یک جفا کفش جدید که تاکنون ندیده بودید می افتد که به نظر می آید همسرتان تازه آن را خریده باشد، مشخص است که همسرتان بدون اطلاع شما کفش جدیدی خریده است، هنگامی که این موضوع را با او درمیان می گذارید، پاسخ او چیست؟

1) می گوید اوه...آره یادم رفت به تو بگویم آن کفش...خیلی جذابه نه؟! سپس فریبکارانه و درحالی که دست و پای خود را گم کرده است لبخند ملیحی می زند.

2) بحث را عوض می کند و من و من می کند سپس می گوید، اوه..آن کفش ..خب خیلی وقت پیش آن را خریده ام... اما هنوز آن را نپوشیده ام.

3) در حالی که به صورت کاملا واضح به او برخورده و ناراحت شده است با لحنی غیر دوستانه، عصبانی و پرخاشگرانه می گوید از دوستم قرض گرفته ام یعنی حرف من را باور نمی کنی؟

4) کدام کفش ها؟ من همچین کفشی ندیده ام. این را می گوید و سپس طوری رفتار می کند که انگار فراموش کرده است و می رود و زیر لب می گوید..عجیب است نمی دانم آن کفش ها از کجا آمده اند.

5) اوه آن کفش ها..خیلی ارزان بودند، فکر کردم چون قیمت خیلی عالی داشت باید آن را بخرم. باور کن قیمت بسیار مناسبی داشت! این را با لحنی غیرمعمولی و بلند تر از همیشه بیان می کند.

  • زمان زیادی است که به نامزد( همسر) خود مظنون شدید که وقتی ادعا می کند با بهترین دوستش مشغول بازی تنیس است به مکان دیگری می رود، یک روز بعد از ظهر به صورت غیرمستقیم در این باره از او سوال می کنید چه اتفاقی می افتد؟

1) در حالی که احساس می کند به وی بی احترامی شده است می گوید، قسم می خورم با سارا تنیس بازی می کردم(اما با وجود این کمی صدایش می لرزد)

2) با عصبانیت و آشفتگی زیاد از شما می خواهد که با دوست او تماس بگیرید تا بفهمید که با صداقت رفتار کرده است یا خیر حتی بلند می شود و تلفن را برایتان می آورد اما در همان لحظه یکی از پلک هایش می پرد.

3) دست هایش را با نگرانی زیاد به هم می مالد سپس ادعا می کند که مشغول بازی تنیس بوده و می گوید چطور می توانی به من چنین تهمتی بزنی.

4) در حالی که کاملا سردرگم و متحیر است می گوید دلیلی ندارد به تو دروغ بگویم! در همین حالت از پاسخ دادن به سوالات بعدی طفره می رود و بیان می کند که ادامه این مکالمه و بحث احمقانه است.

5) قیافه حق به جانب به خود می گیرد و با عصبانیت شما را متهم به رفتار احمقانه و سوء ظن بی دلیل می کند و بیان می کند که تا به حال مرتکب چنین اشتباهی نشده است و از طرفی هیچ تمایلی به انجام چنین کار احمقانه ای ندارد اما در حالی که مشغول گفتن این جملات است گوشه دهانش به صورت غیر ارادی تکان خورده و مردمک چشم هایش تنگ می شوند.

  • می خواهید ماشین خود را تمیز کنید و برای این کار به دنبال شلوار لی کهنه خود می گردید که قبلا آن را برای این کار کنار گذاشته بودید با این که همه جا را می گردید آن را پیدا نمی کنید، در حالی که متعجب مانده اید از همسر خود می پرسید که آن را دیده است یا خیر. چه پاسخی می شنوید؟

1)با عصبانیت سر شما داد می زند:« تقصیر من نیست که نمی تونی شلوارت رو از توی اتاق بهم ریخته ات پیدا کنی این مشکل خودته» و با عصبانیت اتاق را ترک می کند.

2) صورتش قرمز می شود، رویش را بر می گرداند و زیر لب با صدایی که به سختی قابل تشخیص است می گوید:« راستش نمی دانم آن شلوار کجاست.»

3)«شاید توی ماشین...لباس شویی باشه» سپس در حالی که هیجان زده شده است با ظاهری دوستانه می گوید:« چرا از آن یکی شلوارت استفاده نمی کنی.»

4)« نمی دانم» این را می گوید و با عجله پیشنهاد می دهد« شاید بتوانم بهت کمک کنم پیدایش کنی» این درحالی است که قبلا در پیدا کردن هیچ چیز به شما کمک نمی کرده است.

5) می گوید « اوه..آن شلوار چند روز پیش آن را شستم و احساس کردم آب رفته است برای همین آن را دور انداختم می خواستم زودتر به تو بگویم ولی..» یا می گوید « لک روی آن پاک نمی شد برای همین مجبور شدم آن را دور بیندازم.»

  • به تازگی به همراه همسرتان خانه یا ماشین خریده اید و با یکدیگر قرار گذاشته اید که کم تر پول خرج کنید و صرفه جویی کنید و شما این قول را با وجود همه این سختی ها نگه داشته اید ولی متوجه می شوید که همسرتان یک پیراهن بسیار زیبا و گران قیمت خریده است، همسر شما چگونه این ولخرجی خود را توجیه می کند؟

1)ادعا می کند که یکی از بهترین دوست هایش آن را به او هدیه داده است تا خوشحالش کند و در حالی این را می گوید که دستش را جلوی صورتش گرفته است یا به ناخن هایش خیره شده است و از تماس چشمی خودداری می کند.

2) بی آنکه احساس گناه کند و عذاب وجدان داشته باشد با صدایی که از حد معمول بلند تر است می گوید:« عزیزم، مثل این که دوست داری دعوا راه بیندازی.»

3)سوال شما را نادیده می گیرد و به آن پاسخ نمی دهد و در عوض می گوید:« لباس دیگه ای نداشتم دوست داری برهنه برم سر کار؟»

4)درحالی که دست پاچه شده است می خندد و سعی می کند شما را فریب دهد پس می گوید:« لباس جدیدی که خریدم انقدر به من می آید که فردا کسی بجز من دیده نشود.»

5)درحالی که شرمنده و خجالت زده شده است دماغش را می خاراند و می گوید:« راستش خیلی ارزان بود..یعنی حراج کرده بودند. چون دوستم هم یک دست خرید به من هم تخفیف دادند.»

  • مادرتان شما و همسرتان را برای جمعه به ناهار دعوت کرده است و اگر یکی از مهمان ها دیر کند ناراحت می شود ولی دوستتان پیش از ظهر به دیدن دوست خود می رود و قول می دهد که زود برگردد البته این اتفاق نمی افتد، چه توضیحی برای این کار خود ارائه می دهد؟

1)تمامی اتفاقات و وقایعی که پیش آمده است را با جزئیات بیان می کند اما دلیلی برای دیر آمدن خود ارائه نمی دهد.

2)با زیپ کاپشن خود بازی کرده، از تماس چشمی اجتناب می کند و می گوید:«تقصیر سحر بود، او مدام اصرار کرد که بیش تر بمانم می توانی زنگ بزنی به او و بپرسی.»

3)صدایش را کمی بلند می کند و می گوید:« خب ببخشید تقصیر من نبود، ماشین روشن نمی شد و باتری تلفنم هم تمام شده بود نمی توانستم خبر بدم.»

4)تنها به گفتن این جمله اکتفا می کند که:«تقصیر من نبود می خواهی باور کن می خواهی نکن»

5)سعی می کند تقصیر را گردن مادر شما بیندازد و می گوید او با سختگیری های بیش از حد مهمانی را خراب می کند.

منبع : تست دروغگویی، فریبکاری و کلاهبرداری همسر

بازدید : 1190
شنبه 21 فروردين 1400 زمان : 14:12

هر چه زودتر خیانتکار را شناسایی کنید، آسیب کمتری خواهید دید. نکاتی که در این مطلب آموزش داده میشود می تواند زندگی شما را نجات دهید.

مردان خیانتکار چه خصوصیاتی دارد

اگر همسر شما یکی دو نشانه از این نشانه ها را داشته باشد به معنای خیانت کار بودن‌ او نیست ولی اگر می بینید که بیشتر نشانه‌ها را همسر شما دارد باید دقت داشته باشید. با روش های زیر مردان خیانتکار را شناسایی کنید.

1- شوهر خیانتکار، پنهان کاری است.

چنین افرادی بسیار حساس هستند مثلاً گوشی خود را پنهان می کنند، روی آن چندین قفل می گذارند، بعضی پیام‌ها و زنگ ها را پاسخ نمی دهند. معمولا همسران این آقایان اعتراف می کنند که این موارد را دیده اند و وقتی‌ علت را از همسرشان پرسیده‌اند آن ها جوابی برای آن نداشته اند.

2- شوهر خیانتکار با مادرش رابطه خوبی ندارد.

دکتر کارول لیبرمن می گوید مواظب مردی که با مادرش بد صحبت می کند باشید.

اگر مردی به مادر خود احترام نگذارد به همسرش هم بی احترامی می کند پس به راحتی می تواند دروغ بگوید.

شاید این مورد به نظر نشانه خیانت نباشد ولی چگونه می توان به مردی اعتماد کرد که به مادر خود احترام نمی گذارد.

چگونه شوهر خائن را شناسایی کنیم؟

3- شوهر خیانتکار از خودش مطمئن نیست.

نبود اعتماد به نفس به هر دلیلی باشد چه به خاطر شغل چه به دلیل ظاهر می تواند دلیلی برای شروع یک رابطه جدید باشد در واقع خیانت مرد حس مرد وجودی به مرد می‌دهد.

اگر شما همسری دارید که اعتماد به نفس پایینی دارد، هرگز زیبایی‌های خودتان را به رخ نکشید بلکه او راتشویق کنید تا به اهداف خود برسد.

4- شوهر خیائن، فراموشکار است.

آیا قبلاً همسر شما حواس‌پرت نبوده اما به تازگی مهم ترین چیزها را فراموش می کند؟ دکتر کویر می‌گوید مردانی که خیانت می کنند تظاهر می کنند که چیزی به یاد نمی آورند و فراموش کرده اند در صورتی که این چنین نیست. آن ها تلاش می‌کنند که خود را درگیر جزئیات نکنند و وانمود می کنند که چیزی را به یاد نمی آورند.

5- شوهر خیانتکار، خودشیفته است.

دکتر رامانی روانشناس بالینی می ‌گوید آقایانی که فقط به خودشان فکر می کنند هنوز به بلوغ فکری نرسیده اند اینمردان حس دلسوزی همدردی ندارند و به زنان به چشم یک شی و وسیله نگاه می کنند. حتما با این مردان برخورد داشته اید، مردانی که تصور می کنند زنان جنسیت ضعیف تر هستند.

آن ها فکر می‌کنند که هر کاری دلشان بخواهد می‌توانند انجام بدهند.

دکتر دورواسلا می گوید شما نمی توانید در این افراد تغییر ایجاد کنید و خودشان هم قصد تغییر ندارند تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که از زندگی این افراد خارج شوید.

6- شوهر خیانتکار محبتش کم شده است.

ممکن است این مردان رابطه جنسی با شما داشته باشند ولی دیگر محبتی به شما ندارند، شما را نمی بوسند، دیگر به شما محبتی ندارند .

رابطه جنسی با آن ها فقط یک عمل فیزیکی است و هیچ صمیمیت و محبتی در آن وجود ندارد. البته ممکن است که همسر شما از ابتدا مهر و محبت خود را با نوازش به شما نشان ندهد اما این مسئله نگران کننده نیست. اما اگر در گذشته همسر شما مهر و محبت خود را از طریق نوازش به شما نشان می داده ولی دیگر این کار را انجام نمی‌دهد باید علت را جویا شوید.

7- شوهر خیانت کار به کارهای خلاف رو آورده است.

اگر همسر شما مست می شود یا مواد مخدر مصرف می کند می‌تواند به هر کاری روی آورد و به راحتی به شما خیانت کند پس شما باید مراقب خودتان باشید .

8- شوهر خائن زیادی جذاب و زبان باز است.

اگر اطرافیان شما با دیدن همسرتان به این نتیجه برسند که او مردی زبان باز است باید کمی دقت داشته باشید همه ما در دوران کودکی زمانی که کاری را انجام می دادیم یا برای فرار از دعوا پیش مادر شیرین زبانی می کردیم چنین مردانی این ویژگی را بزرگسالی دارند.

9- شوهر خیانتکار قدرتمند است.

تحقیقات نشان می دهد که احتمال خیانت در افرادی که خود را قدرتمند می دانند بیشتر است. دکتر اندی هریس می گوید

قدرت به مردان حس شهوت بیشتری می دهد و فکر می کنند که شکست ناپذیر هستند و هیچ چیزی آن ها را از پا در نمی آورد.

10- شوهر خیانتکار، ایرادگیر است.

دکتر فران والفیش می ‌گوید مردان خیانتکار کاری می کنند که شما به فکرو باور های خود شک داشته باشید و در مورد حقوق خود تردید داشته باشید.

چنین مردانی برای این که حواس شما را از موضوع پرت کنند تا رفتارهای مشکوک را نبینید دائماً ایراد می گیرند و این باعث می شود که شما به خود شک داشته باشید.

مثلا ممکن است قبلا به امور خانه، وزن، هیکل شما ایرادی نگرفته باشند ولی اینک در مورد تمام امور ایراد می گیرد. شما باید بدانید که یکی از نشانه های خیانت این مورد است.

منبع : چگونه شوهر خائن را شناسایی کنیم؟

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 409
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 190
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 486
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 817
  • بازدید ماه : 2234
  • بازدید سال : 246935
  • بازدید کلی : 3072547
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی